تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة القاسان يا تاريخ كاشان ( فارسى ) — صفحة 245

مساهمون:

ص٢٤٥

باب چهارم از فصل چهارم مذاهب و زبان ملت قديم چه بود و حال چيست و سبب تغيير و تبديل مذاهب و زبان از چه ؟

جواب آنكه از پيش مذكور شد كه كاشان از بناهاى مستحدثهء اسلاميهء عجم است و اگر بعضى از قراء قبل از بعثت خاتم انبياء عليه الاف التحية و الثنا احداث شده و مذهب و ملت عليحده داشته‌اند الان از آن زبان و مذهب هيچ اسم و اثرى باقى نيست . اصل زبان مردم اين حدود همين [ 181 پ ] است كه در اين اوراق نگارش بافته ولى مردم بلوك را غير از اين زبان كه زبان واقعى آنهاست زبانى ديگر هست كه اهل شهراز فهم معانى آن بىخبرند و آن را زبان رايجى ميگويند كه بابا طاهرعريان در اشعار خود فى الجمله از اين زبان اشعارى نموده است :
الهى دل بلا بىدل بلابى * گنه چشمان كر و دل مبتلابى اگر چشمم نبيند روى زيبا * چه داند دل كه دلبر در كجابى
ولى بابا طاهربقدر قوه از زبان طفره زده ، زيرا كه حرف آن زبان را اهل شهركاشان هيچ نمىفهمند . در مذاهب مختلفه در اين شهربجز سيصد چهارصد خانوار نفر يهودى كسى نيست ، اگرچه از براى تجارت گبرهاى ولايت يزد هميشه بيست سى نفر در كاشان هستند ولى در كاروانسرا منزل دارند و بهيچوجه زن و علاقه و خانه ندارند و عوض و بدل مىشوند .
مرآة القاسان يا تاريخ كاشان ( فارسى ) — صفحة 245 | عبد الرحيم كلانتر ضرابى ( سهيل كاشانى )