تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة القاسان يا تاريخ كاشان ( فارسى ) — صفحة 173

مساهمون:

ص١٧٣
چارهء دوم بجاى بيل چارهء [ 131 پ ] اول پائين آيد و كذلك بيل چارهء سيم بجاى بيل چارهء دوم و بيل چارهء چهارم بجاى بيل چارهء سيم پياپى مانند اشتر مست و پيل دمان عربده‌كنان كف بر لب آورده عرض باغ را بسپارند ، از يك طرف چون بنهايت رسيد بر عكس حركت نموده كه گفته‌اند :
چونكه گله بازگردد از ورود * پس فتد آن بز كه پيشاهنگ بود « 1 »
هريك طرف يمين به يمين باغ رفته و از طرف يسار به يسار باز گردند ، يك ذرع روى زمين را بيك ذرع عمق رسانده خاكش را بقاعده در جلو روى خود پهن و هموار بريزند و پس آيند تا به ديوار طرف اعلى رسند . آنوقت بهر هندسه و تركيب كه خواهند خيابان‌بندى كنند و قطعات حاصلهء فيما بين خيابانها را بر حسب استعدادى كه دارد صاف و هموار كرد و بندى نمايند و كردوها را بفاصلهء هفت چاريك جويهاى كم عرض و عمق در كنند و در كف جويها به اندازه و قاعده چنان كه فاصلهء جويها هفت چاريك است فاصلهء چالها را [ 132 ر ] منظور گرفته چالهائى كه شش گره عمق و شش گره دهن آنها باشد پر كنند و مقصود از اندازه فاصلهء جويها و چالهاى كف جويها آنست كه سبز شدن و بلند گشتن درختها در هر قطعه و لته كه ملاحظه شود عرضا و طولا همه راست يكديگر باشند . خلاصه اگر گرمسير است متن باغ را درخت انار و اطراف خيابانها و جويهاى آب گذار را انجير و بعضى درختهاى ميوه‌دار و پاره‌اى درختهاى بالا دار مانند سپيدار و چنار غرس كنند . و اگر آن باغ در سردسير باشد متنش را درخت انگور و خيابانها و جويهاى آب گذار اطرافش را درختهاى ميوه‌دار مانند سيب و به و قيصى و گلابى و گنجانى و الگ و هلو و نظائرها جنسا و نوعا مع افراد هم و در فاصلهء هريك درختهاى بالادار از
هامش
( 1 ) - اين بيت از مثنوى مولوى است .