تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآة القاسان يا تاريخ كاشان ( فارسى ) — صفحة 163

مساهمون:

ص١٦٣
مع القصه از ايراد اين مقدمه معلوم شد كه خاك كاشان رشوت طلب [ است ] و بىخاشاك هيچ حاصلى بثمر نرسد ، زيرا كه قطع نظر از برهان طبيعى چون وسعت خاك كاشان كم است و قراء و مزارع آن متصل به يكديگر است و آبها بر املاك فاضلند و همه سال بايد زراعت شود چنان كه در مزارع حومهء شهر غالبا سالى يك بار و دو بار بلكه از يك زمين سه نوبت حاصل بردارند در اين صورت بىوجود خاشاك نمىشود . و اما در قراء و مزارع كبير و طسوج از قريهء يزدل و نصر آباد الى شوراب كه خاك بوم است هر مزرعه‌اى كه چهار پنج آيش « 1 » زمين دارد سالى در يك آيش زراعت نمايند و سه چهار آيش ديگر را وهار دارند تا بحرارت و تابش آفتاب [ 124 پ ] قوت گيرد و مستعد شود ، سواى خربزه و خيار و پياز و ساير بقولات كه در هيچ خاكى بىخاشاك به عمل نمىآيد هر حاصلى ديگر از قبيل تنباكو و جوزق و ذرت « 2 » و ككج و كرچك و گاورس و هندوانه و لوبياى ابلق و غيره از جو و گندم بىخاشاك عمل ميآيد و بكمال ميرسد . خلاصه مكشوف ارباب نظر و اصحاب بصر ميدارد كه اقسام زراعت از چهار نوع خارج نيست : اول آنچه در بهار بكارند ، دويم آنچه در تابستان كارند ، سيم آنچه در پائيز ، و چهارم آنچه در زمستان زراعت نمايند و اين جمله را صيفى و شتوى گويند و بديهى است كه هر سالى را چهار فصل است ، پس هر فصلى را آنچه زراعت مىشود به ترتيب مينگارد . فصل اول : در اقسام زراعت صيفى ، و ابتداى آن اول حمل است و آن گرمسيرى و سردسيرى است . اما گرمسيرى تخم بادنجان و
هامش
( 1 ) - اصل در همه صفحات : آقش ( 2 ) - اصل : زرت