تنباكو و پياز و كلم را در اول خمسهء مسترقه كارند و جوترشه « 1 » و گندم بهاره و هندوانه و خربزه و خيار و ذرت « 2 » و زردك و چغندر و [ 125 ر ] شبيد و اسفناج و ساير بقولات را از روز اول حمل الى پانزدهم آن بكارند و جوزق و كدو و كرچك را از پانزدهم عيد نوروز الى چهلم بكارند . آنگاه نشاى بادنجان و تنباكو بزرگ شده باشد شروع در كشتن بادنجان و تنباكو نمايند و به اين كار مشغول باشند الى شصتم و هفتادم عيد . آن وقت شروع در كشتن ماش و خربزه و هندوانهء پائيزى و زمستانى كنند و بايد دانست كه خيار و هندوانه را سه نوبت كارند : يكى در اول حمل و آن را راقش گويند و يكى را يك ماه بعد از عيد و آن را ميان راقش گويند و يكى را اول تابستان و آن را وركش و زمستانى و انبارى خوانند . و منظور از اين كار آنست كه پى در پى برسد و همه وقت سال موجود باشد . و خربزههاى تابستانى را در اول بهار كارند و خربزهء زمستانى انبارى را در شصتم عيد الى هفتادم بكارند و اين جمله تربار را دو نوع ميتوان كاشت : يكى آنكه زمين كردبندى هموار را نيم ذرع در نيم ذرع چالها كنند [ 125 پ ] ده گره عمق و پنج گره دهن آن هريك را نصف بخاشاك پر كنند و روى خاشاك را به خاك انباشته دارند و آب بر - رويش بندند ، چون سه چهار روز بگذرد بر روى چالها تخمه بكارند .
يكى ديگر آنكه زمين را خاشاك مضبوط ريخته آب كنند ، چون دم آيد
هامش
( 1 ) - جو ترشه در اصل جو دو ريشه است . چون اين صنف جوقا بل آن است كه سالى دو نوبت كشته شود و برسد . يك دفعه در بهار كارند و تابستان خرمن كنند و در تابستان كارند و پائيز خرمن نمايند . اولين طبعش حار است مثل گندم و دومين بار دست مانند جو . ( حاشيه )
( 2 ) - اصل : زرت