با بيل اسفار كنند يا با گاو شيار نمايند و جويهاى فاصله دار در كنند و آبش نمايند . بعد از سه روز بفاصلهء نيم ذرع از طرف طول تخمه بكارند و مقرر است كه سواى بوتهء خيار كه هر موضعى دو اصله پهلوى هم گذارند هندوانه و خربزه را بعد از شش برگ شدن هر موضعى يكى گذارده ما بقى را از دم خاك قطع نمايند . و اما جوزق را سه نوع كارند يكى را آب غنده كار و يكى را گاو كار و يكى را كومه كار گويند . اما آب غنده كار آنست كه زمين را بعد از ريختن خاشاك در اسفند ماه آب كرده چون دم آيد با بيل اسفار كنند يا با گاو آهن جفت « 1 » دو هيشه « 2 » نمايند كه خوب از هم شكافته شود و چون پانزدهم حمل شود كلوخش را [ 126 ر ] با كلوخ كوب نرم كرده مرزوهايش را ساخته نمايند و پنبه دانه را در آب ريخته چون تر شود برآورده با خاكستر بمالند تا دانهها از يكديگر جدا شوند و در آن زمين بپاشند ، يعنى هريك من بذرافشان را يك چاريك پنبه تخم ريزند و با سر بيل قدرى خاك از پهلوهاى مرزو برداشته بر رويش بپاشند تا در زير خاك پنهان شود و بعد آب كنند . روز سيم بيايند و روى آن زمين را مشته « 3 » كشند ، زيرا كه چون زمين را آب كنند خاكش گل شده بعد از خشك شدن تخته و بسته شود و پنبه تخم
هامش
( 1 ) - آهن جفت بمعنى گاو آهن است و آهنى است كه به نيروى دو ورزه گاو زمين را شخم و شيار كنند . ( حاشيه )
( 2 ) - هيش بمعنى آهن جفت است و آن آهنى است كه بدان زمين شيار كنند ، و دو هيشه كردن يعنى دو دفعه شيار كردن است يك دفعه از طول و يك دفعه از عرض . ( حاشيه )
( 3 ) - مشته تخته ايست يك ذرع و نيم طول و شش گره عرض با زنجيرى كه سرش دو شقه است و هر شقه بيك سر آن تخته نصب است و سر آن زنجير را بر سر آويج كه از يف ( به ضم ياء ) آويختهاند وصل كنند و در روى زمين شيار كرده اندازند و گاويار بر روى آن تخته ايستاده دم گاو را نگاه داشته گاو حركت كند تا آخر زمين و از آن تخته روى زمين صاف و هموار گردد . ( حاشيه )