همان بوده كه من ديده بودم ، يعنى آنچه او وصف مىكند من هم عينا ديدم . مرحوم ريحان از جمله نوشته است :
« نگارنده در بامداد آن روز به بام برآمدم و بر آن رستاخيز مىنگريستم . فراموش نمىكنم كه سيلاب كوه وش آب با يك منظرهء مهيبى درختان سالخورده را در آغوش گرفته ، طورى به آرامى مىبرد ( و من ديدم با سرعت ) كه تو گويى پارچه چوبى است روى آب شناور است . امواج سهمگين آب همچون شتران مست كف به دهان آورده رو به شيب و فرازند . تخته سنگهاى بزرگ در اثر به هم خوردن شورش و صداى عجيبى را ايجاد كرده بودند ، مجراى طبيعى رودخانه به كلى محو شد . . . » « 1 »
قم در يك قرن پيش
شكوه و عظمت قم تا اوائل سلطنت آل بويه يعنى زمان شيخ صدوق و هنگام تأليف كتاب تاريخ قديم قم نپائيد و از آن موقع به بعد گاهى رونق مىيافته و زمانى از اهميت مىافتاده است . در اين كتاب پارهاى از شواهد آن ذكر شده است . اينك به ذكر چند قسمت كه ناگفته مانده است براى اطلاع خوانندگان ذيلا مبادرت مىورزد .
در زمان سلطنت ناصر الدين شاه قاجار يكى از مهندسين و باستانشناسان معروف فرانسوى به نام « مارسل ديولافوا » دو نوبت يكى در سال 1881 و ديگرى در سنهء 1884 ميلادى در راه خود به كشورهاى شرقى به منظور سياحت و كاوشهاى علمى به ايران سفر نموده است .
« مادام ديولافوا » زن فاضله وى نيز در اين سفر همراه شوهر خود بوده و از اين سير و سياحت سفرنامهء دلچسبى دربارهء اوضاع ايران نوشته و به فارسى هم ترجمه شده است .
از جمله دربارهء قم پس از شرحى مىنويسد : « شهر قم به اندازهاى بزرگ است كه ما مجبور شديم سواره به سياحت آن بپردازيم . اين شهر سابقا داراى دويست مقبرهء عالى بود كه اكنون سه ربع آنها خراب شده است . مىگويند مذهب تشيع را پسر عبد اللّه بن سعد شاگرد قديمى مؤسسه مذهبى كوفه به اينجا آورده است .
مقبرهء حضرت فاطمه دختر امام موسى كاظم عليه السّلام موجب افزايش زهد و تقواى سكنهء و مخصوصا روحانيون شده است . علاقه شديدى كه اهالى به مذهب خود دارند در ساير ايالات كمتر ديده مىشود . اين امامزاده مشهور در عقب قبرستان وسيعى قرار دارد كه مانند كوچهء
هامش
( 1 ) - آثار الحجه ، چاپ اول ، ص 31 .