تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ قم ( فارسى ) — صفحة 85

مساهمون:

ص٨٥
بار ديگر در اوائل خرداد 1313 شمسى سيل مهيبى به سوى قم جارى شد كه قسمتى از شهر را در دو طرف رودخانه خراب كرد و خسارات بسيارى برجاى گذاشت . شرح آن را مرحوم سيد عليرضا ريحان يزدى كه خود از طلاب آن موقع حوزه و شاهد بوده به تفصيل در كتاب « آئينه دانشوران » نوشته ، و مرحوم شيخ محمد رازى آن را عينا نقل كرده و خود نيز به نقل از كسانى كه ناظر بوده‌اند تفصيلى بر آن افزوده است . « 1 » در سال 1330 شمسى نيز كه من در قم بودم ، سيل مهيبى آمد كه اگر بعد از سيل 1313 رودخانه را لايروبى نكرده و سد را تعمير ننموده بودند ، تقريبا همان آثار مخرب را برجاى مىگذاشت . آن روز من در ميدان آستانه بودم - صداى مهيب سيل همه را پريشان كرده و به طرف رودخانه به تماشا رفته بودند ، و در انديشهء اين‌كه مبادا سيل طغيان كند و باز مصائبى بار آورد . براى ديدن سيل و اين كه از خطر آن در امان باشم رفتم پشت‌بام مدرسهء فيضيه . ديدم واقعا بلاى آسمانى است كه در زمين جريان دارد . چون گازهاى برخاسته از حركت سيل كه گل و لاى و لاشه‌هاى گاو و گوسفند و درختان از جا كنده و تخته سنگ‌هاى بزرگ و همه‌چيز را با خود مىآورد در اطراف پراكنده و حالت سرگيجه ايجاد كرده بود ، در آن‌جا دراز كشيدم و فقط سر و گردن را از لبه پشت‌بام به طرف رودخانه گرفته و با وحشت تماشا مىكردم . سيل تا نزديكى لبه سد رسيده بود . اگر كمى دهنهء پل پائين جنب مسجد امام باز نبود و آن هم بسته مىشد ، حتما سيل پل را مىبرد و باز در قسمتى از آن سوى شهر خرابىهايى پديد مىآورد . مرحوم ريحان اين دو بيت شعر را درباره آن حادثه به نقل از صاحبدلى آورده است كه شايد خود او بوده است .
هيچ دانى كه چرا سيل به ويرانهء ما * پاى بگذاشت و با حال پريشان بگذشت ؟ از تهىدستى و بىبرگى ما وحشت كرد * كاين چنين خاك به سر كرد و به افغان بگذشت
بعدها كه ماجراى سيل سال 1313 را در كتاب « آثار الحجه » خواندم ديدم تقريبا
هامش
( 1 ) - آثار الحجه ، چاپ اول ، ص 31 .