بهادر خان به سعى نقاوهء اكابر سادات و نقباى اشراف امير شرف الدين اسحاق تاج الشرف موسوى در سنهء 934 اتفاق افتاده است » .
مؤلف در سخن از « مدرسهء فيضيه » از اين كتيبه هم ياد كرده است .
بارى ، اين مدرسه و اوقات آن تحت سرپرستى و توليت ملا عبد الرزاق فياض لاهيجى بوده است . به نظر مىرسد ، صدر المتألهين شيرازى پس از آمدن به قم در اين مدرسه تدريس علوم عقلى داشته است ، و شاگردانش كه از ميان آنها ده نفر شاخص بودهاند ، و به « عشرهء مبشرّه » شهرت داشتهاند ، و از جمله ملا عبد الرزاق فياض و ملا محسن فيض بودهاند ، در اين مدرسه به فراگيرى علوم عقلى اشتغال داشتهاند ، و از آنجا به روستاى « كهك » رفته است ، و از آنجا نيز به شهر خود شيراز منتقل شده است .
پس از رفتن صدر المتألهين از قم ، ملا عبد الرزاق كه ديگر دانشمندى بلند آوازه بوده است از طرف صدر علماى ايران ، يا وزير مشهور صفويه كه گويا « ميرزا رفيع الدين صدر كل » بوده به توليت آن منصوب مىشود و تا پايان عمر منصب تدريس و توليت مدرسه را به عهده داشته است .
ملا عبد الرزاق در قصيدهء طولانى خود در مدح ميرزا رفيع الدين صدر ، از جمله دربارهء اين مدرسهء باشكوه كه در كنار آستانهء بهشتى حضرت معصومه عليها السّلام واقع بوده ، مىگويد :
مثال روضه او ناشنيده پير خرد * شكل مدرسهء او نديده چرخ كهن
بعينه حچراتش صوامع ملكوت * در او به صورت انسان ملك گرفته وطن
ز شرم چشمه حيوان فرو رود به زمين * ز حوض مدرسه پيشش اگر كنند سخن
به نوربخشى گردد چو آفتاب مثل * به فرض بخت من اينجا بشويد ار سر و تن
فكنده كاهكشان عكس اندر آن گويى * ز بس كه ريگ ته جو بود فروغافكن
به سنگريزهء او جوهرى برد گر پى * براى لوءلوء ، ديگر نمىرود به يمن « 1 »
چنانكه مىبينيد ، ملا عبد الرزاق ، مدرسهء زيبا و باشكوه آستانهء حضرت معصومه عليه السّلام را طورى وصف مىكند كه « مانند آن را چرخ كهن نديده » و حجراتش از بلندى و عظمت « بعينه صوامع ملكوت » بوده ، و حوض آن را « چشمهء حيوان » دانسته ، و مىگويد ريگ ته جوى آن مىدرخشيده و سنگريزهاش همچون لؤلؤ بوده است ، و با وجود آنها ديگر نيازى نبوده كه به يمن بروند تا گوهر درخشان بياورند .
در وجه تسميهء مدرسهء آستانه ، به « مدرسهء فيضيه » بايد گفت كه چون سالها محل
هامش
( 1 ) - ديوان فياض لاهيجى - در مدح ميرزا رفيع الدين صدر .