تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ قم ( فارسى ) — صفحة 79

مساهمون:

ص٧٩
مروتى كه ندارى ، عجب ز خويش ندارى * كه خون بريزى وانگه خونبها بنويسى اميد هست كه تحريك لطف گوشه چشمى * كند اشاره كه از بهر من شفا بنويسى تو را كه شيوهء اخلاصم از قديم عيان است * به غير شكوه بىجا به من چرا بنويسى قبول كرده‌ام اى دوست حرف‌ها كه نگفتى * مگر تو هم خط بطلان به ما مضى بنويسى عجب ز طالع فياض نااميد ندارم * كه در كتابت دشنام او دعا بنويسى
شرح‌حال مفصل ملا محسن فيض را به عنوان استاد اجازهء علامهء مجلسى در جلد هشتم « مفاخر اسلام » ، و در مقدمهء « شوق مهدى » نوشته‌ام كه اولين شرح‌حال فيض به زبان فارسى است . گفتنى است كه فياض در كتب فلسفىاش و ديوانش قصائد نغزى در مدح استادش ملا صدرا دارد ، ولى از فيض در ديوان غزليات شعرى راجع به ملا صدرا نديده‌ام ، و نامى از استاد و پدر زن و شوهر خاله‌اش نبرده است ، اما به نثر در كتاب « عين اليقين » از وى به « استادنا الاجل » و در كتاب « علم اليقين » كه در سال 1042 ه نگاشته ، به عنوان « بعض المحققين » و « بعضى اهل التحقيق » ياد كرده است . البته اين‌ها تا آن جائى كه من به‌طور گذرا ديده و آگاهى دارم ، و در تمام آثار فيض دنبال آن نبوده و فحص و تحقيق نكرده‌ام . ملا محسن به سال 1091 در شهر خود كاشان به جهان باقى شتافت ، و آرامگاهش كه وصيت كرده سرپوش و قبه و بارگاه نداشته باشد ، در گورستان كاشان زيارتگاه است . مؤلف در جاىجاى اين كتاب از فيض نام برده و ياد كرده است .

ميرزا حسن لاهيجى

ميرزا حسن لاهيجى فرزند دانشمند ملا عبد الرزاق فياض لاهيجى ، گويا پسر بزرگ او و مانند ساير فرزندانش از دختر صدر المتألهين شيرازى بوده است . ميرزا حسن نيز از