آن كور دل آگاهى نداشت اجازه گوشمالى داد و مبارك به دستاويزى آن اجازه ميل به چشمهاى برادر با وفا كشيد .
با اين ناپاكى از مبارك كار نيكى يادگار مانده و آن برانداختن كيش مشعشعيان است . آن بدعتهاى زشتى كه سيد محمد مشعشع بنياد گذاشت تا اين زمان در ميان بازماندگان او رواج داشت . چنان كه سيد عليخان پسر خلف « 1 » نوشته نخست كسى كه از آن بدعتها بيزارى جست نياى او سيد مطلب بود كه از آغاز جوانى از راه پدران و برادران خود كناره جسته ولى از ترس برادران و پسران عمو ياراى سخن نداشت و آن بيزارى را پنهان مىداشت تا هنگامى كه پسرش مبارك فرمانروايى يافت و بدست او به كندن بنياد آن بدعتها كوشيد .
مولا مطلب مرد دانشمند دانش دوستى بود چنان كه مولانا كمال الدين محمد بن حسن استرآبادى شرح فصول خواجه نصير را به نام او نوشته . پس شگفت نيست به آواز بدعتهاى زشت خاندان خود بيزارى جسته و مبارك را به برانداختن آن واداشته است .
چنان كه نوشتهاند مبارك كسانى را از علماى شيعه كه يكى از ايشان شيخ عبد اللطيف جامعى بود به هويزه خواسته به دستيارى آنان ريشه آن بدعتها را كند و به جاى آن مذهب ساده شيعه را در ميان مشعشعيان استوار ساخت .
مرگ سيد مبارك و جانشين سيد ناصر
سيد مبارك نخست كسى از مشعشعيان است كه خان ناميده شده .
هامش
( 1 ) . اين جز از سيد على است كه نام بردهايم داستان هر دو خواهد آمد .