تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ پانصد ساله خوزستان ( فارسى ) — صفحة 70

مساهمون:

ص٧٠
مبارك بدست مشعشعيان بود از دست آنان بيرون آورد .

سيد منصور خان سيد محمد خان

سيد منصور برادر سيد مبارك بود و پس از مرگ او به دربار شاه عباس آمد و گويا آرزوى والىگرى داشته ولى شاه او را به استرآباد فرستاده تا راشد زنده بود در آنجا نگاه داشت . ليكن چون راشد كشته شد و چنان كه گفتيم پراكندگى ميان مشعشعيان و عشاير هويزه افتاد كه دسته‌اى سيد طهماسب نامى را به پيشوائى برگزيدند و دسته‌اى بر سر شيخ عبد اللّه لقمان نامى كه هواخواه صفويان بود گرد آمدند و اگر نوشته سيد على را استوار بداريم در شهر هويزه نيز سيد محمد پسر سيد مبارك كوس والىگرى مىزد در اين زمان بود كه شاه عباس سيد منصور را از استرآباد خواسته به والىگرى عربستان به فرستاد و لقب خانى به او بخشيد و چون او در سال 1030 به خوزستان رسيد حاكم لرستان و حاكم شوشتر با سپاههاى خود همراهى كرده او را به هويزه رسانيده در تخت والىگرى استوار ساختند و مشعشعيان خواه ناخواه گردن به فرمانروائى او گذاردند . ليكن سيد منصور در فرمانبردارى و هواخواهى شاه پايدار نمانده در سال 1032 كه شاه آهنگ تاخت بر عراق و بغداد را داشت فرمان براى سيد منصور فرستاد كه با سپاه اعراب باردو پيوندد و او فرمان را نپذيرفته گردنكشى نمود . اين بود كه سال ديگر ( 1033 ) شاه عباس سيد محمد خان سر سيد مبارك را كه از دير زمانى به دربار شاه آمده بود والى عربستان ساخته همراه شيخ عبد اللّه لقمان به هويزه فرستاده و به امام قلى خان بيگلربيگى فارس نوشت كه به پشتيبانى او رهسپار