شورش افشاريان و سيد مبارك بار دوم
پس از اين سامانها در كار خوزستان ، حاتم خان و فرهاد خان به قزوين بازگرديدند . ولى در سال 1005 بار ديگر افشاريان به شورش برخاسته در رامهرمز گرد آمدند و در پرده با سيد مبارك همدست بودند . بلكه بايد گفت سيد مبارك آنان را به اين شورش برانگيخته بود .
مهدى قلى خان اين شنيده بىدرنگ آهنگ شورشيان كرد و در بيرون رامهرمز به ايشان رسيده جنگ نمود و آنان را پراكنده كرد . ولى چون بازمىگشت ميان راه ناگهان به سيد مبارك و اعراب برخورد كه به يارى افشاريان از هويزه بيرون آمده بودند . اندك جنگى روى داده مهدى قلى خان چون سپاه خود را اندك مىديد به دژى در آن نزديكى پناهنده گشت .
به گفتهء عالمآرا سيد مبارك از بدرفتارىهاى مهدى قلى خان شكايتها نزد شاه نوشته هميشه در پى فرصتى بود كه گوشمالى به او بدهد تا در اين هنگام به دستاويز پشتيبانى از افشاريان به جنگ برخاسته لشكر بر سر او كشيد و هنگامى كه از رامهرمز برمىگشت سر راه برو بگرفت . ولى چون از شاه عباس ترس بسيار داشت چون مهدى قلى خان به دژى پناهنده گرديده گفتگوى آشتى به ميان آورد سيد مبارك نيز به آشتى گرديد و پيمان نهادند كه مبارك كوچ كرده روانه هويزه شود سپس هم مهدى قلى خان از دژ بيرون آمده آهنگ شوشتر نمايد بدينسان شورش به پايان رسيد .
شگفت است كه شاه عباس اين بار نيز از سيد مبارك بازخواست
هامش
در سال يكم و دوم مجله آينده ديده شود ) .