تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ پانصد ساله خوزستان ( فارسى ) — صفحة 68

مساهمون:

ص٦٨
به نوشته سيد على او از برداشت هويزه و عربستان چيزى به شاه نمىپرداخته . مىگويد : « سالى شاه براى او هديه‌هاى گرانبها و خلعت‌هاى ارج‌دار مىفرستاد و سالى او براى شاه پانزده سر اسب گسيل مىكرد . اين رسم برپا بود تا هنگام حكمرانى سيد منصور كه اسب به نه سر پائين آمده هديه شاه نيز بيك خلعت رسيد » . سيد مبارك را هفت فرزند بود كه يكى از ايشان را به نام سيد ناصر به دربار شاه عباس فرستاده بود . از ديگران هم اسكندر بيگ بدر را نام مىبرد كه زمانى به دربار شاه آمده بود و داستان گريختن او از دربار و گرفتار شدنش را در لرستان شرح مىدهد . سيد ناصر در دربار شاه مىزيست و شاه خواهر خود را به زنى او داده سالانه چهار صد تومان خرج براى او قرار داده بود « 1 » سپس هم او را حاكم ساوه مىيابيم . باز دو پسر مبارك كه بدر و بركه باشند پيش از خود او بدرود زندگى گفتند . مبارك از شاه خواستار شد كه ناصر را نزد او بفرستد و در سال 1025 بود كه شاه عباس سيد ناصر را به هويزه فرستاد . قضا را در همانسال مبارك هم درگذشت « 2 » و ناصر به جاى او فرمانروايى يافت . ليكن اندكى نگذشت كه ناصر نيز درگذشت . برخى نوشته‌اند كه مدت فرمانروايى او پس از مبارك هفت روز بيشتر نبوده و مرگش با زهرى بود كه سيد راشد به او خورانيد . « 3 » اسكندر بيك نيز پس از آنكه مىنويسد : « با حال طبيعى از هم
هامش
( 1 ) . از روى آگاهى كه داريم تومان زمان شاه عباس ده برابر تومان امروزى بوده . ( 2 ) . سيد على سال مرگ مبارك را 1026 مىنويسد . ما نوشته اسكندر بيگ را برگزيديم . ( 3 ) . مسودهاى جواهرى و عالم‌آرا و كتاب سيد على .