با اينكه سلطان بن مرشد نبود احمد بن سعيد در كارزار مردانه پايدار مانده و در ماه مارس اميد محصورين فزونتر گرديد زيرا چشم زخم سختى بايرانيان رسيد .
دو هزار نفر از لشكريان ايران بيغماگرى رفته و با غنايم فراوان برمىگشتند و شبهنگام در درهاى پياده شده بودند . نگهبان درستى نگماشته بودند و از اينرو قشونى از عرب بر آنها شبيخون برده بسيارى از ايشانرا بكشتند و تنها چند نفرى زخمى رهايى يافته كلبعلى خان را از سرگذشت آگاه نمودند « 1 » .
پنج هفته بعد ، اخبارى به كامبرون رسيد كه ايرانيان گزندى سختتر يافتهاند ولى سپس آن را تكذيب كردند « 2 » .
در ژوليه احمد ديد كه آذوقهاش دارد تمام مىشود و چون اميد بهبودى مىدهد ناچار بدشمنان توانايش تسليم گرديده شرطى آبرومند با آنها بست . بدينسان صجار در كف افتاد ولى هفت هشت ماه پايدارى كرده و سه هزار كس از لشكربان آنانرا نابود ساخته بود « 3 » .
احمد بن سيف ، همچنانكه در جنگآزمايى و دلاورى نشان داده بود در سياست نيز كارآمد بود و باندازهاى خود را نزد تقى خان مقرب ساخت كه نه تنها مشار اليه ويرا بر حكومت صحار برقرار نهاد بلكه
هامش
( 1 ) . روزنامه گمبرون 2 ر 13 آوريل 1743 .
( 2 ) . روزنامه گمبرون 8 ر 19 مه - شايد همين اشاعه بوده كه آتر را گول زده و سبب شده بنويسد كه ايرانيان ناگزير شدند دست از محاصره بكشند ( بخش دوم ص . 181 ) اينرا بايد دانست كه اتر در 9 مه از بصره سفرى شده برگشت .
( 3 ) . روزنامه گمبرون 21 ژوليه 1 و اوت .