بحكومت بركه نيز منصوبش ساخت « 1 » .
در روزنامه كامبرون نوشته شده كه قرار بود سه هزار و پانصد داوطلب را بعربستان بفرستد تا بجاى كسانى كه در حصار و ديگر جاها نابود شدهاند به كار برخيزند و « شاه فرمان داده كه همين كه كنار دريا بچنگ آوردند در آن كشور بروند و گمان مىرود چنين عزم دارد كه همگى آن مرزوبوم را بگيرد ولى در هنگامى كه بچنين كارى مىپردازد كشور خودش را نابود مىسازد زيرا چيزى جز بدبختى و بيداد و مردم آزارى در اينجاها ديده و شنيده نمىشود و هرروزه خراجى از مردم مىگيرند و پيش از آنكه يك ماليات پرداخته شود ديگرى را بر آنها مىاندازند « 2 » .
در اين هنگامه عاقبت جنگ ميان ايران و تركيا دست داد و با اينهمه نادر از عزم خود درباره عمان چشم نپوشيد و تنها برخى از اسطولش را در اوت 1743 ( 3 ) از صحار برداشت و گرنه هيچ بخشى از سپاهش را در عربستان بازنطلبيد تا بر قشونش بر بين النهرين بيفزايد . از چندى پيش ميان تقى خان و كلبعلى خان در عمان دشمنى سختى دست داده و هر يك ديگرى را نزد نادر متهم مىساخت و سرانجام نادر فرمانى فرستاده كلبعلى خان را احضار و محمد حسين خان قرقلو را بجايش بسردارى برگماشت « 3 » .
هامش
( 1 ) . كتاب نيبهر ص 301 كتاب گيلين بخش يكم ص 538 سليل بن رزاق ( بدجو ) ص . 149 و 150 .
( 2 ) . روزنامه گمبرون 21 ژوليه و 1 اوت .
( 3 ) . سرگذشت ميرزا محمد شيرازى ص 16 . پرفسور سعيد نفيسى نسخه خطى از اين سرگذشت دارد و سوادى از آن را لطفا براى نگارنده فرستاده - تاريخ نادرى