همچو مىنمايد كه شاه زود پس از آن بيگلر بيگى را فرمود كه بنزد او بشتابد « 1 » سردار جديد در اكتبر بكامبرون رسيده و فورا از راه صحار بجلفار سپرى گشت .
در آغاز دسامبر محمد تقى خان بدانجا رسيد و پس از چند روز كلبعلى خان آنجا آمد .
يك ماه بعد بيگلر بيگى شورش كرد و از ساحل بشيراز رفت و پيش از رفتنش فرمان داد كلبعلى خان را كه از همدستى او در شورش سرباز زده بود خفه كرده و نعش ويرا در چاهى بيندازند « 2 » .
ظاهرا تقى خان از پيشرفت خود در مسقط مغرور شده بود « 3 » و گمان مىكرد كه نظر بنفوذى كه در فارس و رياستى كه بر اسطول دارد مىتواند با نادر از در ستيزه برآيد شورش تقى خان از موضوع اين مقاله خارجست و همين بس كه بگوئيم اين سرگذشت تا چندى افكار نادر از عمان منصرف ساخت . سپس نيز كه آتش شورش خاموش شد نادر بجنگ تركها پرداخته و ديگر تاب و توانى نداشت كه به كارهاى ديگر دست بزند و از اينرو اگرچه ساخلوى عمان را برنداشت اما مددى هم براى آنها نفرستادند .
از سوى ديگر احمد بن سعيد زيرك كوتاهى نكرد از اين سرگذشتها
هامش
ص 249 .
( 1 ) . تاريخ ص 249 - در روزنامه گمبرون ميان ستابر 1743 و ژانويه 1744 اشاراتى چند از رفتار شكآميز تقى خان شده و قضيه احضار او در آغاز ستامبر نگاشتهاند .
( 2 ) . روزنامه گمبرون 30 سپتامبر 1743 ر 10 ژانويه 1744 .
( 3 ) . كتاب نيبهر ص 301 .