تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ پانصد ساله خوزستان ( فارسى ) — صفحة 424

مساهمون:

ص٤٢٤
سود بردارد يكى از شرط احمد با تقى خان اين بود كه احمد باجى مرتب بنمايندگان ايران در مسقط پردازد ولى بعد از سفر تقى خان احمد از پرداختن خوددارى كرده بهانه‌اش اين بود كه وسيله‌اى براى ارسال آن بمسقط ندارد اين بود كه سركردگان ايران در مسقط تهيدست مانده از پرداخت حقوق سرباز ناتوان بودند و بسيارى از لشكريان گريختند « 1 » اقدام دوم احمد اين بود كه سركردگان ايران در بركه را كه به اين بهانه نزد خود طلبيد كه مىخواهد با آنها كنكاش كند و چاره‌اى براى فرستادن باج بمسقط انديشد سركردگان نيز با كشيكچيان معدودى ببركه رفتند و احمد آنها را دستگير كرد . سپس بمسقط شتافته ساخلويان ايران را پيام داد كه تسليم شوند و پيشنهاد كرد كه اگر بخوشى تن در دادند پول به آنها مىدهد و گرنه آنها را بزندان مىفرستد ايرانيان كه بىسردار مانده و آذوقه و پول نداشتند و هيچ اميد نمىرفت كه مددى از عراق بدانها برسد بيشترشان تن در دادند . مىگويند احمد برخى از آنها را بكشت و ديگران را گذاشت كه بكشور خود برگردند . « 2 » بدينسان احمد بر ساحل از صحار گرفته تا مسقط دست يافت و زود پس از آن بر همگى عمان فرمانروا گشت و تنها جلفار ماند كه ايرانيان توانستند چندين سال نگاهش بدارند . « 3 » احمد بدينسان مرزوبوم خود را از جنگ فاتحين درآورده و سپس
هامش
( 1 ) . كتاب نيبهر ص 302 . ( 2 ) . ايضا ص 303 . ( 3 ) . مندرجات روزنامه گمبرون نشان مىدهد كه تا سال 1748 كشتيهايى كه