تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ پانصد ساله خوزستان ( فارسى ) — صفحة 420

مساهمون:

ص٤٢٠
چون كوشش او به هيچ جا نمىرسيد و نمىتوانست ايرانيان را از بارو بيرون فرستد اين بود كه نيت كرد بهمدستى ايرانيان بماند تا امام سلطان بن مرشد را از ميان بردارند . در تمام اين مدت محاصره صحار در كار بود و حكمران آنجا احمد بن سعيد نامى مردانه پايدارى كرده از در مدافعه درآمد و چنان كه پيش از اين مىبينيم او خانواده آل بو سعيد را بنياد نهاد . تقى خان و سيف بن سلطان بر سر سلطان بن مرشد تاختند و او كوچيده به پشتيبانى صحار مىرفت همچو مىنمايد كه سلطان بن مرشد از ميان صفوف محاصرين گذشته و باحمد بن سعيد پيوست مگر تقريبا در همان آن‌كه مىخواست بر دشمن بتازد كشته گشت « 1 » مىگويند سيف بن سلطان از مرگ سلطان بن مرشد بسى افسرده و از كارهاى خود كه مرزبومش را اين اندازه ويران ساخته پشيمان گرديده از دوستان ايرانيش جدا شده در رستاق گوشه‌نشين گشت و چندى پس از آن زندگانى را بدرود گفت « 2 » .
هامش
شرحش اندكى فرق دارد - در 18 فوريه دولت ايران به نماينده شركت هند و شرق در گمبرون خبر داد كه بيگلر بيگى مسقط را گرفته ولى انگليسيها باور نمىكردند كه تقى خان پاكبازى كرده زيرا وكيل شركت اين سخن را بر راپرتش افزوده بود كه « مىگويند بيگلر بيگى در پنهان با غلامان امام سازش كرده و باروها را به كف آورده » . ( 1 ) . كتاب گيلين بخش يكم ص 538 - در دست معلوم نشده كه آيا سلطان بن مرشد بدينسان كشته شد يا هنگامى كه مىخواست از ميان سپاهيان ايران گذشته به صحار برود او را كشتند . داستان سليل بن رازق در زمينه اين جنگ درست مىنمايد . ( 2 ) . كتاب گيلين بخش يكم ص 538 و سليل ابن رازق ( بدجو ) ص 150