زحمتهاى اعمال شاقه را مىچشيد تا بالاخره با سه نفر رفيق خود تصميم گرفت كه فرار كند و نايل به مقصود خود شدند ولى ماههاى طولانى در راههاى خطرناك با رنج و مشقت و زحمات بزرگ تصادف كردند تا بعد از چند ماه وارد ايران شدند و به آذربايجان آمدند . نقاط فعاليت ابتدايى يفرم قرجهداغ و سلماس و تبريز بود .
در آن نقاط داوطلب فرقهء بود و در همان موقع معلمى هم مىكرد بعد بقزوين حركت و داخل كار ساختمان شوسه رشت و قزوين شد و بالاخره اقامتگاه خود را رشت قرار داده يك كوره آجرپزى تأسيس كرد و در ضمن آن بتكاليف اجتماعى خود هم مىپرداخت .
لازم به تذكر نيست كه يفرم در رشت اغلب اوقات خود را به كارهاى عمومى صرف مىكرد و كارهاى كميته را در آنجا انجام مىداد .
در موقع جنبش مشروطه او هم به جوش آمده داخل عمليات شد .
تبليغ مىكرد ، تشكيلات بوجود مىآورد ، تقاضاى فعاليت واقعى و عملى و جدى مىكرد . يفرم طرفدار عمليات افراطى بود و پيشنهاد مىكرد كه تمام وسايل براى سرنگون كردن استبداد غنيمت شمرده شود و با ضربتهاى پىدرپى و مستقيم استبداد در اضطراب انداخته گردد .
يفرم از طرف كميته داشناكسيون نماينده در كميته « ستار » بود اين كميته پيشواى انقلابيون رشت بشمار مىرفت .
جنگهاى آذربايجان و مقاومت قهرمانانه تبريز يفرم را خيلى به جوش مىآورد و لا ينقطع پيشنهاد مىكرد كه بيك اقدامى براى كمك به تبريز پرداخته شود .
نقشهها مىكشيد و فكرها مىكرد بعقيده او در اين موقع كه تبريز
تاريخ پانصد ساله خوزستان ( فارسى ) — صفحة 371
مساهمون: احمد كسروى تبريزى
ص٣٧١