ولى براى آنكه مسئله عموميت پيدا كند و تمام طبقه ملت شريك كار باشند يفرم با آگاهى كميته داشناكيسون مجمع عمومى در مدرسه تشكيل و يك هيئت حربيه انتخاب كرد كه مسئوليت حفاظت شهر را عهدهدار شود .
در اين موقع سپهدار كه به حكم دولت به سوى تبريز حركت و در محاصره تبريز شركت كرده ولى چون ما بين عين الدوله كه فرمانده كل و والى آذربايجان بود و او نزاع افتاده و سپهدار قهر كرده بود و از راه آستارا مىخواست به املاك خود در تنكابن برود و به رشت رسيده بود « 1 » انقلابيون موقع را غنيمت شمرده تصميم گرفتند او را در رشت نگاه داشته حاكم كنند و به اين مقصود نماينده نزد ايشان فرستادند .
سپهدار مجبور شد پيشنهاد را قبول كند و در رشت بماند و اسم حكومت هم دريافت دارد .
لازم به ذكر نيست كه بعد از اين موقعيت عده زيادى داخل دسته يفرم شدند از رشت از انزلى و غيره و داوطلبان قفقاز هم وارد رشت گرديدند اغلب اين داوطلبان سرباز و صاحبمنصب ارامنه بودند كه در قشون روس خدمت كرده بودند و يا مجاهدينى بودند كه كارآزموده و در جنگها تجربهها تحصيل كرده بودند در ضمن چند نفر هم گرجى و تاتار بودند .
بعد از تشكيلات حكومت داخلى و برقرار كردن حفاظت شهر رشت يفرم مثل يك جنگى هوشيار اول دور و اطراف را جستجو
هامش
( 1 ) . در اينجا اشتباه روخ داده است . براى حقيقت جلد سوم تاريخ هجده ساله ديده شود .