تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ پانصد ساله خوزستان ( فارسى ) — صفحة 374

مساهمون:

ص٣٧٤
كرد بعد يك دسته پيش قراول به رودبار فرستاد . اين دسته در رودبار سنگرها تهيه كرده و منتظر يفرم شدند . به زودى يفرم هم بعد از آنكه از سپهدار و اولياء امور قول گرفت كه به زودى قوه براى او فرستند با دسته كوچك خود عازم رودبار شد . سه روز در آنجا اطراف را ملاحظه مىكرد و سنگرها را معين مىنمود و چون اطمينان حاصل كرد كه از طرف دولت اقدامى نمىشود تصميم به پيشرفت گرفت و حركت كرده وارد منجيل شده سنگر عمده آنجا را به تصرف آورد . تقريبا يك ماه بى خود در منجيل قوه كمكى از رشت بود . همچنان منتظر بود كه قوه دولت حمله بكند ولى انتظار بى جا . بعقيده يفرم منجيل جاى مناسبى بود كه ممكن بود با قوه كمى مقاومت در برابر اردوى دولتى كرد و مغلوبش كرد . ولى تصور مىرود كه دولت هم اين نكته را فهميده اثرى از وجود خود نشان نمىداد در حالى كه جدوجهد او اين بود كه جنبش جديد را در همان آغاز خود خاموش گرداند و براى اين مقصود اردويى از سربازان و سواران مختلف توسط رؤساى طايفه‌ها تهيه مىكرد . از جمله يكى از آنها غياث نظام قزوينى مشهور بود . به حكم دولت غياث نظام تهيه قشون كرده با سركردگى پسر خود به مقابل يفرم فرستاد . قشون وارد ( يوزباشى چايى ) شده از دو زد و مقدمه لشكر حمله به متمردين كردند . با وصول اين خبر يفرم تصميم گرفت كه او زودتر از دولتيان باقدام پردازد « با چهل نفر مجاهد دلير حركت كرده وارد ( ملادره ) شده با تلفن با ( يوزباشى چائى ) حرف زده اطلاع پيدا كرد كه پسر غياث نظام