دست به خونريزى و اباحت اموال مردم و فواحش زدهاند ، و بنابرين مردم حق دارند كه شر ايشانرا از خود دفع و براى اين مقصد قيام نمايند .
8 - حمزه نظر نيك و احسان خليفه را با امان و پيمانش رد مينمايد ، زيرا وى براى جلب زاد دنيوى قيام نكرده ، و دين را به دنيا نمىفروشد .
9 - هارون حمزه را به نصيب او و يارانش در غنايم و صدقات و ارزاق اميدوارى داده ، ولى حمزه بر اساس اين كار اعتراض دارد و گويد كه اين اموال با ستمگارى از كسانى گرفته مىشود ، كه نبايد اين ماليات سنگين بدوش ايشان باشد . و پس ازين تحصيل ناروا به مداركى صرف ميگردد ، كه يكى هم جايز و معقول نيست .
10 - از مضمون نامه پديدار است كه حمزه داراى عقايد كفر و زندقه نبوده ، و تبعهء او هم مردان عفيف و مجاهدى بودهاند . زيرا هدف او درين نامه جز حكم خدا و سنت پيامبر و تقديس الوهيت و جهاد درين راه چيز ديگرى نيست .
حمزه با چنين مبادى براى دفع ستم با هارون الرشيد ميجنگيد ، و چون هارون بطوس آمد ، و لشكر آورد ، بقول مولف تاريخ سيستان ، حمزه كارهاى حرب بساخت ، و بيشتر مردم كه برو جمع شده بودند ، كابين زنان بدادند ، و وصيتها بكردند ، و كفنها اندر پوشيدند ، و سى هزار سوار مسلح همه زهاد و قرآنخوان برفتند . « 1 »
بدينطور حمزه پيروان مطيع و فرنبردار جنگى داشت كه او را امام و امير المومنين دانستندى ، و ما روحيهء اين مردم را در مقابل سلطهء عباسيان و تأثير منفى نامهء نرم و مسامحتآلود خليفه هارون الرشيد را ازين ابيات عربى كه يكى ازيشان منظوم داشته ، دريافته ميتوانيم كه گفت :
اظن هرون و اشياعه * انا نبيع الحق بالباطل
نمق فى قرطاسه اسطرا * اجهل به من كاتب جاهل
خشن فى بعض و فى بعضه * لين كفعل اللاعب الهازل
هامش
( 1 ) - تاريخ سيستان 168