تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ افغانستان بعد از اسلام ( فارسى ) — صفحة 363

مساهمون:

ص٣٦٣
صدقات هم بهرهء ايشان داده خواهد شد . هارون در نامهء خود اطاعت حمزه را به خود ، و دو نفر ولى عهدش پيشنهاد كرده و ميخواهد طرف مقابل را به ايمان غليظه مطمئن گرداند كه از امان و احسان خليفه خودش و يارانش به كلى برخوردار خواهند بود ، و آنچه را در جنگها بدست آورده‌اند ازيشان نخواهند ستد . اما در پاسخ نامهء حمزه نكاتى است كه : 1 - خود حمزه مدعى امارت مومنين است و بنابرين در مقابل خليفهء بغداد قرار دارد ، و درين نامه هم خود را بندهء خدا و امير المومنين خوانده و ربقهء اطاعت خليفه را از ذمت خود دور افگنده است . 2 - حمزه بر مبادى اسلامى كتاب اللّه و سنت نبوى سخت استوار است ، و طرف مقابل را متجاوز از شريعت و كتاب اللّه ميداند ، و بنابرين واجب الاطاعه هم نيست . 3 - لهجهء نامهء حمزه سخت خشن و درشت و استوار است ، و از ان پديد مىآيد كه حمزه بر مبادى خود در نهايت محكمى و استوارى ايستاده است ، و تهديد يا تطميع نميتواند او را از ان بازگرداند . 4 - حمزه به تفرقه‌ها و نفاق‌هائى كه بعد از خليفتين روى داده ، به نظر حسرت مىبيند ، و اكنون فقط كتاب و سنت را مدار زندگى خويش مىشمارد ، و در راه دفاع از ان بهرگونه قربانى و جهاد و خونريزى حاضر است . 5 - حركت حمزه مبنى بر تلاش دنيا و زاد مادى و يا بدست آوردن مقام شاهى و جاه آنى نيست ، وى عاجل را بر آجل نمىگزيند ، و بنابرين پيشنهاد اطاعت هارون را هم رد مىكند . 6 - حمزه در امور دين و معرفت كتاب اللّه داراى بصيرتيست ، كه در روشنى آن ميتواند مبادى خود را پيش برد . 7 - حمزه علت اساسى حركت خود را دفاع از ظلم و ستم ميداند ، و در نامهء خود تصريح مىكند ، كه كارداران خلافت در خراسان و پارس و سيستان و كرمان
تاريخ افغانستان بعد از اسلام ( فارسى ) — صفحة 363 | عبد الحي حبيبى