او مردم را دعوت كنم ، و با دشمنانش تا جائى جهاد كنم ، كه سرم درين راه برود ، و برين پيمان خود استوارم ، و براى انجاز عهد سخت ايستادهام ، قال اللّه تعالى :
وَ أَوْفُوا بِعَهْدِي أُوفِ بِعَهْدِكُمْ .
از خداى خود خواهانم ، كه ما را به آنچه از كتابش ميدانيم سودمند گرداناد ! و از احوال كسانى كه دين خود را لبس دادهاند نجات بخشاد !
ما خداى تعالى را پروردگار خويش ميدانيم .
اسلام را براى خود دين پسنديديم .
محمد را پيامبر خدا ميدانيم .
قرآن امام و حكم ماست .
خداى ما پروردگار آسمانها و زمين است ، جز او خدايى را نمىشناسيم .
هذِهِ سَبِيلِي أَدْعُوا إِلَى اللَّهِ عَلى بَصِيرَةٍ أَنَا وَ مَنِ اتَّبَعَنِي ، وَ سُبْحانَ اللَّهِ
رب العالمين .
وَ ما أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ
و لا حول و لا قوة الا باللّه ، لا حكم الا للّه ، يقضى الحق و هو خير الفاصلين ،
فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُلْ حَسْبِيَ اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ ، عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَ هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ
و صلى اللّه على محمد النبى و على جميع المرسلين . » « 1 »
نگاه استنتاجى به اين دو نامه :
اين نامهها از نظر تاريخ داراى مواد دلچسب و خواندنى است ، بقول مولف تاريخ سيستان حمزه فرستادهء هارون را نيكوئى كرد ، و بازگردانيد ، و چون خليفه پاسخ او را استوار ديد و دانست كه بر مبادى خويش سخت قايمست بنابرين براى سركوبى وى در جمادى الاخرى ( 193 ه ) از گرگان بطوس آمد كه همدرينجا بمرد .
نامهء هارون الرشيد داراى لهجهء مسامحت و مداراست ، كه اعمال خصمانهء طرف خود را تماما مورد عفو و بخشايش قرار ميدهد و در صورت تسليم او را به آيندهء نيكى اميدوار مىسازد ، و در عين حال وعده ميدهد كه از پول غنايم و
هامش
( 1 ) - تاريخ سيستان 164 ترجمهء فارسى آن از نويسندهء اين كتابست .