را در ان روشن ساخت كه دوستان خدا بعد از پيامبرش بدان تمسك جويند و پيروى نمايند . و خداوند هم در مقابل دشمنان ياور و مددگار ايشانست . و همواره اسلام و مسلمانان از نعمتهاى خداوندى برخوردارند ، و در خلافت ابى بكر و عمر ( رض ) و آغاز خلافت عثمانى دروازهاى رحمت خدا بريشان كشوده بود .
مگر چون درين اوقات مردم به دنياى فريبنده گرويدند و با كتاب اللّه و سنت پيامبر خلاف كردند ، ازين رو در بين امت بجاى ائتلاف نفاق افتاد ، و جمعيت ايشان تفرقه ديد ، اما خداوند به مومنان در امور اختلافيهء ايشان بسوى حق رهنمائى فرمود ، و كسانى را كه از كتاب اللّه و سنت پيامبر روى برتافتند گمراه گردانيد ، ولى به نگهداران حق خدا و دين و كتابش رهنمائى فرمود ، كه همواره بر جادهء هدايت باشند ، و جمعى از باطلپرستان امت بوسيلهء اهل حق مقهور گردند .
اينست كه در بين مسلمانان فرقهها پديد آمدند ، و به اين وضع اسلام و اهل آن تا روز جزا زيان خواهند ديد ، و اگر برين گمراهىها فراهم آيند ، هر آينه روز جزا بريشان تلختر خواهد بود . و من از نادانى و گمراهى و ماندن در گروه اشرار به خدا پناه همىجويم .
نامهيى را كه در ان مرا به كتاب اللّه و سنت پيامبر بازخوانده بودى رسيد ، و در ان از پيكارهاى من با كارداران خودت در خراسان و ناحيتهاى آن هم ذكرى رفته ، و از عفو و امان و احسان خود هم نگاشته بودى ، كه اگر ما آن را بپذيريم و فرمان بريم ، هر آيينه از بخشايشت برخوردار خواهيم بود .
چون تمام مقاصد نامهات فهميده شد اكنون گويم :
كه كتاب اللّه را پذيرفتهام و از ان تخلفى را جايز نميدانم ، و جز آن حكمى را نميشناسم ، و مردم را هم بدان بازخوانم . و خداى را سپاس گذارم ، كه مرا بدين خود شناسائى داد ، و راه راست را به من باز نمود ، تا مردم را به كتاب محكم و طاعتش بخوانم ، و درين راه با كسانى كه خلاف آن كنند ، جهاد نمايم ، و اللّه المعين و الموفق و لا حول و لا قوة الا باللّه العظيم .
تاريخ افغانستان بعد از اسلام ( فارسى ) — صفحة 360
مساهمون: عبد الحي حبيبى
ص٣٦٠