را به زودى بازفرست ، و ايشانرا نزدت درنگى نخواهد بود انشاء اللّه .
خداوند شاهد باد كه امير المومنين عذرت پذيرفت ، و حجت خود را بر تو ختم كرد ،
وَ كَفى بِاللَّهِ شَهِيداً *
و السلام عليك و رحمة اللّه و بركاته . و كتب اسمعيل بن صبيح مولى امير المومنين يوم الجمعه لثمان بقين من صفر سنه ثلث و تسعين و مائه و الحمد للّه و صلواته على رسوله محمد و آله اجمعين « 1 »
جواب كردن حمزه بن عبد الله
« بسم اللّه الرحمن الرحيم . از طرف بندهء خدا حمزه امير المومنين .
سلام باد بر دوستان خدا .
اما بعد : خداوند تبارك و تعالى آدم را برگزيد ( صلى اللّه عليه ) و او را مكرم گردانيد ، و ذريهاش را ازو آفريد ، و امانت خود را به دو سپرد ، و شناسايى ربوبيت و طاعت خود را بريشان واجب داشت ، انبياء و رسولان خود را بديشان فرستاد ، و كتب خود را نازل و دين خود را روشن كرد .
اين انبياء در تمام امم بر منهاج واحد و شرايع مختلف در پى يكديگر برانگيخته شدند ، و واپسين ايشان گذشتگان را تصديق كرد ، و بدين طريق قرنها گذشت ، و امتها به طاعت خدا و تصديق رسل راه بردند ، تا كه خداوند محمد را در زمان فترت بفرستاد ، و او را در نزديكى روز جزا رحمت عالم و خاتم انبياء و مصدق ايشان قرار داد . و برو فرقانى را نازل فرمود كه بر كتب ديگر ناسخ و غالب است .
اين پيامبر خدا به كتاب الهى اقتدا كرد ، و در جهاد با اعداء و دعوت به دين خدا و نصيحت به امت ، بر امر خدا فرا رفت ، و خدا دين خود را برايش كامل گردانيد ، و حجت خود را به دو رسانيد ، و در زمين او را تمكين فرمود ، و كرامت و فضيلتش بخشيد ، تا كه بالآخر او را بميرانيد ، و نبوت خود را برو ختم كرد ، و وحى برداشت . اما براى امت او كتاب الله و سنت را باقى گذاشت ، و حلال و حرام و سنن و فرايض و محكم و متشابه و امثال و ثواب اهل طاعت ، و عقاب اهل معصيت
هامش
( 1 ) - تاريخ سيستان 162