در گذشت ، و اوضاع سيستان همانطور پرآشوب ماند . « 1 »
نامه نوشتن خليفه هارون به حمزه و جواب آن
هارون الرشيد چون به خراسان رسيد ، چند ماه قبل پيش از مرگش به حمزه نامهيى نوشت ، اين نامه بقلم دبير دربارش اسمعيل بن صبيح روز جمعه 22 صفر 193 ه نوشته شده و عين مضمون تازى آن در تاريخ سيستان ( صفحهء 162 ببعد ) منقولست .
چون اين دو نامه در تاريخ كشور ما اهميت بسزايى دارد ، درينجا اولا ترجمهء فارسى آن را مىآوريم ، و بعد از ان نتايج تاريخى را از ان استنتاج ميكنيم :
ترجمهء نامهء هارون الرشيد :
« بسم اللّه الرحمن الرحيم . از طرف بندهء خدا هارون امير المومنين به حمزه بن عبد اللّه .
سلام بر تو ، خدايى را كه جز او خداى ديگرى نيست مىستايم ، و درود باد بر بنده و فرستادهء او محمد صلى اللّه عليه .
اما بعد : خداوند تبارك و تعالى محمد نبى خود را به تمام مردم بشير و نذير فرستاد ، كه به اذن خداوندى مردم را به حضرتش دعوت نمايد ، او مانند چراغ روشن است ، كه مطيعان را به بهشت مژده ميدهد ، و سركشان را به دوزخ مىترساند .
خداوند كريم برسول خود كتاب عزيزى را نازل فرمود ، كه در ان روا و ناروا و فرايض و حدود و شرايع دين خود را روشن ساخت ، و محمد هم پيام خداوندى را بما رسانيد ، و امت خود را نصيحت فرمود ، و راههاى نيكو را نشان داد ، كه در بين است او اكنون اختلافى در نماز و اوقات آن و در حج و فرايض و حدود نيست . خداوند اطاعت پيامبر را بر بندگان خود واجب گردانيد ، و اطاعتش را مقرون به اطاعت خود خواند . و اگر كسى گردن به او نهد گويا گردن به خدا نهاد ، و اگر سركشى كند از خدا سركشى كرده باشد . چون خداوند حجت خود را بر مردم بوسيلهء وى تكميل كرد ، او را نزد خود خواست و كتاب خدا و سنت را كه موجب رضاى الهى
هامش
( 1 ) - تاريخ سيستان 161