تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ افغانستان بعد از اسلام ( فارسى ) — صفحة 203

مساهمون:

ص٢٠٣
بارى عبد الرحمن با لشكر طاوسان در سنه ( 80 ه ) « 1 » به سيستان رسيد ، و چنانچه ديده شد ، مخالفان بنى اميه قبلا در سيستان مركز گرفته ، و ازينجا با قواى بنى اميه مىجنگيدند ، كه مورخان ايشان را خوارج گويند ، و حدس غالب آنست كه اين مردم به علت خروج خود بر خلاف بنى اميه خوارج ناميده شده‌اند . زيرا اكثر از گماشتگان و مامورين دولتى اموى و عناصر تازى ساكن خراسان و سيستان بودند ، كه بر خلاف امراى بنو اميه خروج ميكردند ، و عصيان ميورزيدند ، و مردم بومى اين سرزمين نيز ازين اختلاف عناصر مسلطه تازى به نفع خويش استفاده مينمودند . نخستين مقابلهء عبد الرحمن درين سرزمين با مردى بود كه هميان « 2 » بن عدى سد و سى نامداشت ، و حجاج او را به كرمان فرستاده بود ، تا اگر حاكمان سيستان و سند ضرورت بينند ، از وى كمك گيرند ، ولى هميان بر حجاج عاصى شد ، و خروج كرد ، و بقول صاحب تاريخ سيستان وى سالار بزرگ از خوارج سيستان بود ، با سپاه بزرگ آمده بود ، و عبد الرحمن با او حرب كرد ، و از هر دو گروه بسيار كشته شد ، آخر هميان هزيمت كرد ، و عبد الرحمن سرهاى آن صناديد كه از ان گروه كشته شده بودند ، نزديك حجاج فرستاد « 3 » عبد الرحمن بعد ازين فتح بر خوارج ، در زرنج سيستان قواى خود را فراهم آورد ، و بر منابر سيستان خطابه‌هاى آتشين داد ، و تازيان را به خطريكه از رتبيل و مردم بومى داشتند ملتفت گردانيد ، و از مهلب بن ابى صفره والى
هامش
( 1 ) - طبرى و ابن اثير اين وقايع را در ذيل حوادث سال 80 ه آورده‌اند ، ولى مولف تاريخ سيستان آمدن عبد الرحمن را سال ( 82 ه ) مينويسد چون سند طبرى اقدم است ، بر ان اعتماد توان كرد ؛ و هم درين سال عبد الرحمن در سيستان نبود ، و در دير حجاجم با حجاج مىجنگيد تا كه در سنه 83 ه شكست خورد ، و در سيستان به رتبيل پناه آورد ( طبرى 5 / 163 ) ( 2 ) - نام وى در طبرى 5 / 142 مانند متن است ، ولى در تاريخ سيستان همام و همان است چون در الكامل ( 4 / 220 ) نيز هميان است بنابر ان ضبط نسخهء واحد تاريخ سيستان را محرف بايد پنداشت . ( 3 ) - تاريخ سيستان 113
تاريخ افغانستان بعد از اسلام ( فارسى ) — صفحة 203 | عبد الحي حبيبى