با عبيد اللّه سپاه بزرگ بود ، و رتبيل با او حربى سخت كرد ، و بدست لشكريان عرب گاو و گوسفند و خواستههاى فراوان افتاد ، و به نزديكيهاى كابل رسيدند ، ولى لشكريان رتبيل به تدريج پس رفته ، و ايشانرا به جائى رسانيدند ، كه برامدن دشوار بود ، و اندر عاقبت عبيد اللّه به صلح راضى شد ، تا بقول طبرى و تاريخ سيستان و ابن اثير هفت صد هزار درهم ( و بقول بلاذرى صد هزار درهم ) را به رتبيل بپردازد ، و سه نفر فرزندان خود نهار - حجاج - ابى بكره را نيز بطور گروگان با پيمان كتبى برتبيل بفرستد - به اين شرط : تا كه وى بر سيستان باشد با رتبيل جنگ نخواهد كرد .
عبيد اللّه بچنين وضع اسفناك لشكريان خود را از چنگ رتبيل نجات داد ، و در بيابانهاى بست بسا از ايشان از گرسنگى و تشنگى بمردند ، و چون عبيد اللّه به بست رسيد ، ازين مصيبت آنقدر غمگين گشته بود ، كه دربست به درد گوش از جهان رفت ( سال 79 ه ) و گور او به بست است « 1 »
جيش الطواويس ( لشكر طاوسان )
حجاج حكمران مقتدر اموى احوال شكست عبيد اللّه و از بين رفتن لشكر بزرگ او را به عبد الملك پادشاه اموى خبر داد ، و چون در لشكر عبيد اللّه به مسلمانان خسارههاى هنگفتى رسيد ، و فراوان از بين رفتند ، حجاج راى خليفه را دربارهء لشكركشى ديگر بر سيستان و رتبيل خواست . عبد الملك اين كار را به صوابديد حجاج بازگذاشت ، و او بيست هزار مرد كارى را از اهل بصره و بيست هزار را از كوفيان برگزيد . « 2 » و از بين يكصد و بيست هزار سوار خود ، ده هزار سوار جرار را نيز انتخاب كرد « 3 »
اين سپاه دولت اموى بسيار مجهز و آراسته و پيراسته بود ، اسلحه و اسپان را هوار و تمام لوازم جنگى را به ايشان سپردند . و بقول صاحب تاريخ سيستان
هامش
( 1 ) - فتوح 492 طبرى 5 / 137 تاريخ سيستان 112
( 2 ) - طبرى 5 / 140
( 3 ) - تاريخ سيستان 112