تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ افغانستان بعد از اسلام ( فارسى ) — صفحة 199

مساهمون:

ص١٩٩
درين اوقات يزيد پسر و معاويه نواسه حضرت معاويه در گذشته و بين مروان حكم پادشاه اموى و عبد اللّه بن زبير نواسه دخترى حضرت ابو بكر صديق اختلاف و پيكار افتاده بود ، ابن زبير امارت عراق و خراسان را به حارث قباع بن عبد اللّه مخزومى داد ، و قباع عبد العزيز بن عبد اللّه بن عامر بن كريز را بر سيستان حكمران گردانيد ( سنه 64 ه ) عبد العزيز سپاهيان از هم پاشيدهء طلحه را فراهم آورد و شهر زرنج را از رتبيل بگرفت ، و چون رتبيل بدست ابو عفراء عمير مازنى كشته شد ، بعد ازين روى به بست و كابل نهاد و با بقاياى رتبيلان حربى صعب كرد ، و كار كابل و زابل او را مستقيم گشت ، و مظفر به سيستان بازآمد ، عبد العزيز مردى بود عالم ، و اهل علم را دوست داشتى ، و حتى از زبان دانشمندان زردشتى نيز نصايح و حكم را شنيدى ، و با رستم بن مهر هرمزد مجوسى متكلم سيستان صحبت‌ها داشتى ، وى تا سال 72 ه بر سيستان حكمران ماند ، و چون در سنه 73 ه بعد از قتل ابن زبير از طرف عبد الملك بن مروان ، حجاج بن يوسف ثقفى بر عراق و خراسان و سيستان والى شد ، وى اميه بن عبد اللّه را خراسان و سيستان داد و اميه پسر خويش عبد اللّه بن اميه را به سيستان فرستاد كه در سنه 74 ه به سيستان رسيد و بلافاصله با رتبيل اعلان جنگ داد چون عبد اللّه به بست رسيد ، رتبيل با او بيك مليون درهم ( بقول تاريخ سيستان دو مليون ) صلح را پيشنهاد كرد و يك خروار زر فرستاد ، و سه صد هزار درهم را شخصا به عبد اللّه تقديم كرد ، تا لشكريان عبد اللّه شهرهاى رتبيل را نسوزانند و ويران نسازند و بدين شرط پيمانى را امضاء كنند . « 1 » اما چون حجاج ازين سرگذشت آگهى يافت ، در سنه ( 55 ) ه موسى بن طلحه را به سيستان فرستاد ، و او تا سال ( 78 ه ) در سيستان حاكم ماند ، تا در همين سال عبيد اللّه بن ابى بكره از طرف حجاج بر سيستان والى شد ، كه حريش بن بسطام سپه سالار او بود ، و بو بردعه بن عبيد اللّه نيز با سپاهى بزرگ با پدر بود . « 2 »
هامش
( 1 ) - فتوح 491 تاريخ سيستان 105 ببعد . ( 2 ) - تاريخ سيستان 110 ، طبرى 5 / 134 ببعد ، فتوح 491
تاريخ افغانستان بعد از اسلام ( فارسى ) — صفحة 199 | عبد الحي حبيبى