شود ، چون از دربار شام درين باره استشاره كردند ، جواب آمد كه ايشان معاهدند ، و نبايد كه معابد ايشان را خراب كنند ، عبيد اللّه مرد عامل و قاضى و سخى و دلاور بود كه تا كابل فتح كرد ، و رتبيل را به صلح به سيستان آورد و ببصره فرستاد « 1 »
عبيد اللّه تا سنه 53 ه در سيستان ماند و بعد ازو از طرف حضرت معاويه عباد ( بضمهء اول ) بن زياد به سيستان آمد ، وى مرد نيكى بود ، و هر روز پنجشنبه بدادرسى مظلومان پرداختى ، و هر حاجتى كه ازو بخواستندى تمام كردى ، و عطا دادى و نيكويى كردى بمردمان .
عباد از سيستان بقندهار و كابل لشكر كشيد ، و در جنگها ظفر يافت و خانهء پر زر يافتند ، و غنايمى بزرگ بدست مسلمانان آمد « 2 » بلاذرى مواقع لشكركشىهاى عباد را هم شرح ميدهد ، كه از سيستان به سنارود « 3 » آمد ، و از انجا بر اطراف كهز « 4 » و رودبار سيستان به هندمند ( هيرمند ) گذشت ، و بعد از ان كش « 5 » را گرفت ، و چون بيابان را قطع كرد ، به قندهار « 6 » رسيد و با مردم قندهار جنگ كرد ، و شكست داد ، و قندهار را به دادن تلفات رجال مسلمان بگرفت . چون عباد كلاههاى مردم قندهار را دراز يافت ، مطابق آن بساختند كه آن را عباديه گفتندى .
ابن مفرغ ذكر قندهار و گرمسير و جنگ آنجا را چنين كرده است :
هامش
( 1 ) - تاريخ سيستان 94 فتوح 490
( 2 ) - تاريخ سيستان 95
( 3 ) - سنارود بفتحهء اول نام نهرى بود ، در يك فرسخى سيستان كه از هلمند آب ميگرفت ، و با از روستاها را سيراب ميكرد ، و كشتى در ايام آبخيزى در ان حركت ميكرد . ( مراصد 2 / 742 )
( 4 ) - شايد گزه بكسر اول و فتح دوم شهرى در سيستان باشد ، كه معرب آن جزه است ( معجم البلدان 4 / 459 ) در تاريخ بيهقى 1 / 3 نام قلعهء كوه تيز آمده كه شارستان رتبيل بود و امراى دربار غزنه محمد بن محمود را در تگينآباد گرفته ، و در ان قلعه حبس كردند ، اين نام در تاريخ سيستان ( ص 207 ) قلعهء كوهژ است كه در رخد بود ، ولى تحقيق به كار است كه اين هر دو يكجاى بود يا دو ؟
( 5 ) - شايد كشك نخود متصل ميوند كنونى بين مجراى ارغنداب و هلمند باشد .
( 6 ) - اين ذكر قديمتر قندهار كنونيست در دورهء اسلامى ، كه در قرن سوم و چهارم هجرى بجاى آن تگينآباد ذكر مىشود ، و در عصر غزنويان و غوريان نام قندهار ديده نميشود ، بعد از ان در حدود 600 ه و در تاريخ هرات سيفى هروى باز نام قندهار بر همين شهر كنونى اطلاق ميگردد .