تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ افغانستان بعد از اسلام ( فارسى ) — صفحة 185

مساهمون:

ص١٨٥
در سرزمين جوزجان خوراك درندگان و عقابان شدند . » بدر باميانى : درينوقت در ختلان مردى باميانى كه بدر طرخان نامداشت ( غالبا از اعقاب شيران باميان ) حكم ميراند ، اسد لشكرى را بقيادت مصعب بن عمرو خزاعى بدانجا فرستاد ، و بدر طرخان را بوعدهء امان پيش خواست ، طرخان برامد و يك مليون درهم را قبول كرد ، اما اسد به او گفت : تو مرد غريب باميانى ! از ختل براى . طرخان جواب داد : تو بخراسان با ده شتر كوچك آمدى ، و اگر اكنون ازين سرزمين ميروى اموال ترا پنجصد اشتر حمل نتوانند كرد منكه ايام جوانى خود را درينجا گذرانيده و به شمشير مالى را بدست آورده‌ام ، چگونه با دست خالى برايم ؟ اما اسد در مقابل اين پاسخ معقول و توهين‌آميز مرد باميانى برآشفت ، و با وجوديكه وعده امان داده بود او را بكشت . ( 119 ه ) « 1 » اسد بن عبد اللّه در سنه ( 120 ه ) در روز جشن مهرگان در حالى كه تحفه‌هائى را به قيمت يك مليون درهم از دهقان هرات ميپذيرفت ميوه نورسيدهء امرودى را بدهقان هرات پرتاب كرد ، درين وقت زخم درونى او از هم شگافت و باثر آن در شهر بلخ بمرد « 2 » و اسدآباد بلخ بنا كرده اوست . « 3 »

نصر بن سيار و قتل امام يحيى حسينى

در سنه 120 ه بعد از مرگ اسد ، مرد معروف و با تجربهء امور خراسان نصر بن سيار ليثى از طرف هشام بن عبد الملك بر خراسان امير شد ، وى در بلخ مسلم بن عبد الرحمن و وشاح بن بكير را در مرورود ، و حارث بن عبد اللّه را در هرات و زياد بن عبد الرحمن را در ابرشهر ( نشاپور ) حاكم گردانيد . درين هنگام نفوذ داعيان آل عباس بر خلاف سلطهء امويان در خراسان پهن شده بود ، و با وجوديكه عمال اموى با اين مردم بشدت پيش آمدند ، ولى مصلحت خراسانيان اين بود ، كه ازين اختلاف آل عباس با فرمانروايان مستبد
هامش
( 1 ) - طبرى 5 / 463 الكامل 5 / 100 ( 2 ) - طبرى 5 / 465 الكامل 5 / 101 ( 3 ) - مجمل 1 / 194