نمود ، و دهقانان جوزجان و ترسل دهقان فارياب ، و سهرب فرمانده تالقان ، و قرياقس دهقان مرو را هم با خود ممد گردانيد ، ولى حارث درين جنگ شكست خورد ، و بسا از ياران وى در درياى مرو غرق شدند . « 1 »
بازآمدن اسد :
يكسال بعد ( 117 ه ) عاصم از امارت خراسان موقوف شد و بجايش اسد بن عبد اللّه باز مقرر گرديد ، وى توجه خود را بدفع داعيان آل عباس گماشت كه در خراسان نفوذ كرده بودند ، و درين جمله عمار بن يزيد مشهور به خداش ( مرد ترساى نومسلم ) در مرو بدست آمد ، كه دستهايش بريده و زبانش قطع گرديد ، و در سنه 118 ه اسد به شهر بلخ مركز گرفت ، و ديوانهاى حكومت را بدانجا نقل نمود ، و كارخانهها ساخت ، و ازينجا بر تخارستان و اراضى جبغويه تاخت ، و آن را فتح نمود ، و چون به بلخ بازگشت ، همان حارث بن سريج ، در تبوشكان تخارستان آشوب نموده و از خاقان ماوراء النهر و مردم تخارستان و جبغويه تخارى سى هزار مرد جنگى را فراهم آورد و به خلم آمد .
اسد در ( 119 ه ) با هفت هزار مرد خراسانى و شامى بمقابلش شتافته و كرمانى بن على را بر بلخ حاكم گذاشت ، و قواى خاقان و حارث را درهم شكست ، و تا سه فرسخ تعاقب نمود ، بسا از ايشان را بكشت و ( 155 ) هزار گوسپند و چارپايان ديگر را به غنيمت گرفت . اما در جنگ موضع ورد كه در جزهء جوزجان واقع بود ، طوفان با دو برف لشكر عرب را كه به قيادت جعفر بن حنظله بهرانى ميجنگيد تباه ساخته و مجبور بفرار نمود ، و چون ابو الهندى اسدى بحضور هشام رسيد ، دربارهء اين شكستى كه اسد در سان ( سان چارك كنونى ) ديده بود ، قصيدهيى گفت كه از آنجاست :
فكم من قتيل بين سان و جزة * كثير الايادى من ملوك قماقم
تركت بارض الجوزجان تزوره * سباع و عقبان لحز الغلاصم « 2 »
« كشتهگان بين سان و جزه از ملوك بخشاينده داراى نعم فراوان بودند كه
هامش
( 1 ) - طبرى 5 / 428 ببعد
( 2 ) - طبرى 5 / 455 الكامل 5 / 96