اكابر آنجا ، ابو خالد برمك بن برمك ( سادن نوبهار ) سپرد ، و لشكر عربى را كه در بروقان بود ، به بلخ منتقل كرد . ( سال 107 ه ) « 1 » و بلخ بعد ازين پس از مرو مركز ثانى قوا و ادارهء عرب براى خراسان و ماوراء النهر گرديد ، و در سنه 107 ه مجشر بن مزاحم سلمى و شجاع بن تيهان قرشى در هرات حكمرانى داشتند « 2 » .
گويند اسد بن عبد اللّه از نهر آمو گذشته و برختلان حمله كرد و خاقان حكمدار آنجا او را بشكست چون در كمال فضيحت به قواديان برگشت ، كودكان در بارهاش چنين مىسرودند :
از ختلان آمذى * برو تباه آمذى « 3 »
برخى چنين حكايت كنند كه در سنه 108 ه چون اسد از ختل هزيمت يافته برگشت مردم خراسان دربارهء او چنين گفتندى :
از ختلان آمذى * برو تباه آمذى
بيدل فراز آمذى « 4 »
عزل اسد و حكمرانى حكم و آمدن داعيان نخستين آل عباس بخراسان
اسد بن عبد اللّه در خراسان نيكنام نبود ، و در بين قبايل عربى تعصب و پرخاشى پديد آورد ، و نصر بن سيار يكى از سرداران عرب را با همراهان وى از مضر عرب تازيانه زد ، و مردم را به دوازده هزار مرد شمشيرى خويش تهديد نمود ، چون بلخيان او را « زاغ » گفتندى وى روزى فراز منبر بلخ چنين گفت :
« يا اهل بلخ ! لقبتمونى الزاغ و اللّه لازيغن قلوبكم « 5 » »
در چنين حال كه خراسان پرآشوب بود ، امير اموى هشام بن عبد الملك ، اسد را از فرماندهى خراسان پس خواست ، و او در سنه 109 ه با جمعى دهقانان خراسان
هامش
( 1 ) - فتوح 526 طبرى 5 / 388 ببعد و الكامل 5 / 64
( 2 ) - مجمل فصيحى 1 / 187
( 3 ) - اين بيت و بيت ما بعد از قديمترين نمونههاى سرودهاى منظوم درى در عصر اسلامى است .
( 4 ) - طبرى 5 / 290
( 5 ) - طبرى 5 / 394