به بنى حريش ) در سنه 103 ه به امارت خراسان آمد ، و چون صفحات شمال آمو پرآشوب بود ، وى در سنه 104 ه از آمو گذشت و با دهاقين آن سامان در آويخت « 1 » كه شرح آن نبردها وظيفهء تاريخ افغانستان نيست ، و هم درين سال عباس بن اوس و محصن بن خزيمه در ايالت هرات حكمرانى داشتند « 2 »
در همين سال 104 ه سعيد را از خراسان معزول و بجايش مسلم بن سعيد كلابى را نصب كردند ، وى در امارت هشام بن عبد الملك در سنه 105 ه از آمو گذشت و با افشين درآويخت ، و به شش هزار برده با او صلح نمود ، و بعد از ان بمرو برگشت ، و هم او بر تخارستان نصر بن سيار را حاكم ساخت ، ولى در بين قبايل مضر و يمنى عربى در بروقان بلخ فساد افتاد ، و بعد از مذاكرات نمايندگان طرفين خاموش شد ، و در سنه 105 ه فضل بن هناد به حكمرانى هرات گماشته شد ، و او از طرف خود ابراهيم بن عبد الرحمن حنفى را به كفالت فرستاد « 3 »
اسد و مركز شدن بلخ : در سنه 106 ه مسلم بن سعيد در حالى كه در فرغانه به جنگ مشغول بود ، از امارت خراسان بر طرف و بجايش اسد بن عبد اللّه گماشته شد ، وى در سنه 107 ه بر كوهسار غرشستان پيوسته به جبال تالقان تاخت . ولى فرمانده آنجا كه نمرون ( كذا در طبرى 5 / 387 ولى در فتوح 526 نمرود ؟ ) به صلح پيش آمد و مسلمان شد ، و اسد بعد ازين بر جبال غور نيز بتاخت ، و مردم آنجا اموال خود را در غارى نهاده بودند كه از هيچ طرف راهى نداشت ، ولى اسد تابوتها ساخت و مردمان خود را در ان نشاند ، و بوسيله ريسمانها به آن غار رسانيد ، تا از ان اموالى را كه توانستند كشيدند .
بعد ازين اسد مركز عسكرى را از بروقان دو فرسخى بلخ به بلخ انتقال داد ، و ديوانها را نيز بدين شهر آورد ، و به بناى بلخ پرداخت ، و اين كار را به يكى از
هامش
( 1 ) - فتوح 525 طبرى 5 / 350 ببعد ، الكامل 5 / 49
( 2 ) - مجمل فصيحى 1 / 185
( 3 ) - همين كتاب 1 / 187