بيعت ابن طريده ( عبد الملك ) را بر اطاعت فرزند حوارى رسول اللّه ترجيح دهم ، فردا جواب خدا را چه خواهم گفت ؟ « 1 »
عبد الملك چون اين پاسخ ابن خازم را شنيد ، از تفرقهء اعراب خراسان كار گرفت ، و بكير بن و شاح « 2 » را كه از طرف ابن خازم بر مرو حاكم بود ، امارت خراسان داد ، بكير از مردم ابرشهر و مرو بيعت عبد الملك را ستد ، و ابن خازم چون بكير را قوى ديد ، بسوى ترمذ نزد پسرش حركت كرد ، اما بحير بن ورقاء با جمعى از اعراب او را تعقيب كرده ، و در ديه شاهميغد هشت فرسخى مرو دستگير و بدست وكيع بن عميره قريعى با دو نفر پسرش عنبسه و يحيى كشته شد و سر او را بدمشق نزد عبد الملك فرستادند ( سال 72 ه ) « 3 » و او قديمترين امير اسلاميست كه در خراسان بنام خود سكه زد ، و نمونهء اين سكه بقول بار تولد در تركستان در مجموعهء جنرال كوماروف روسى موجود بود .
بعد از كشته شدن ابن خازم بين بكير و بحير نيز نزاع افتاد ، و خراسانيان ازين فتنه و شقاق عرب بستوه آمدند ، و به عبد الملك نوشتند تا مردى را از قريش بر خراسان والى گرداند كه از فتنهها و جنگهاى قبيلوى تازيان جلوگيرى كند ، پس عبد الملك ، اميه بن عبد اللّه اموى را بر خراسان و بكير بن وشاح را بر تخارستان والى گردانيد ( سال 74 ه ) . « 4 » و چون اميه پسر خود عبد اللّه را به هرات و سيستان فرستاد ، رتبيل او را بدست آورده و بكشت « 5 » اما امارت اميه نيز موجب تسكين فتنههاى اعراب خراسان نگشت ، و بعد از كمى همان پيكار بين اميه و بكير تجديد گرديد ، و چون اميه عزم فتح بخارا و دفع موسى بن عبد اللّه بن خازم را كه در ترمذ نشسته بود نمود ، بكير به مرو آمد ، و فرزند اميه را گرفت ، و مردم خراسان را بر خلاف اميه برانگيخت ،
هامش
( 1 ) - فتوح 512 تاريخ يعقوبى 2 / 271
( 2 ) - يعقوبى : بكير بن وساج ؟
( 3 ) - فتوح 513 طبرى 5 / 22 و الكامل 5 / 188 تاريخ يعقوبى 2 / 271
( 4 ) - فتوح 513 طبرى 5 / 38 و الكامل 4 / 178
( 5 ) - تاريخ يعقوبى 2 / 272