مقرر شد ، وى با قواى خود از درياى آمو گذشت و بخارا را فتح كرد ، و درين جنگ قثم بن عباس كاكازادهء حضرت محمد ( ص ) هم با او بود ، كه در سمرقند شهيد و مدفون گشت . اما سعيد با شريك خود در خراج خراسان حيلت انگيخت ، و بنابرين معاويه ازو ترسيد ، و عزلش نمود ، و بجاى او در سنه 59 ه عبد الرحمن بن زياد بن ابو سفيان را كه مرد شريفى بود ، به خراسان فرستاد ، و او تا دو سال و مرگ معاويه درينجا ماند . « 1 »
چون در سنه 60 ه حضرت معاويه در دمشق بمرد ، و بجاى او يزيد پسرش نشست ، وى سلم بن زياد برادر 24 سالهء عبد الرحمن را بر خراسان و سيستان حكمران گردانيد ، و با او جمعى از اشراف سواران بصره و دلاوران عرب و شش هزار لشكريان برگزيده و نخبهء وقت نيز گماشته شدند ، و دست به نبرد بردند ، ولى چون زمستان آمد لشكريان عرب در مرو شاهجان آرام گرفتند ، و دهقانان خراسان در شهرى از خراسان در نزديكهاى خوارزم فراهم آمدند ، تا چارهء كار خويش را به مشورت بسنجند ، از جملهء اشراف عرب مهلب بن ابى صفره نيز با سلم بود ، وى با شش هزار قواى عرب امراى مذكور را در ان شهر محاصره كرد ، و با ايشان به بيست و اند مليون درهم خراج و اخذ پنجاه مليون عوارض ديگر صلح نمود ، و اين مال را با مرزبان مرو به پيش يزيد بن معاويه فرستاد . « 2 »
سلم بن زياد تا مرگ يزيد و پسرش معاويه سنه 65 ه در خراسان حكمران بود ، چون بسبب مرگ يزيد و پسرش در امارت امويان تزلزلى پديد آمد - خراسانيان شوريدند ، و از اطاعت سلم برامدند ، وى بسرخس رفت ، و مهلب بن ابى صفره را بر مرورود و فارياب و طالقان و جوزجان والى گردانيد ، و بر هرات اوس بن ثعلبه بن زفر را گماشت - و چون به نشاپور رسيد ، در انجا فرمان امارت خراسان را به عبد اللّه بن خازم با صد هزار درهم بداد .
هامش
( 1 ) - فتوح 510 طبرى 4 / 233 گرديزى ابتداى حكمرانى عبيد اللّه را 44 ه و مركز حكومت او را مرو نويسد و گويد كه سعيد در 52 ه بمرو آمد .
( 2 ) - طبرى 4 / 362 و الكامل 4 / 49