به من كتاب خدا پيش از نامهء امير رسيده است ، و بنابرين تمام سيم و زر را بين مردم تقسيم كرد ، و بعد از ان در سنه 50 ه در مرو خراسان بمرد . « 1 »
در سنه 51 ه مردمان بادغيس و گنج روستا شورش كردند ، و بكيش قديم خويش بازگشتند ، پس شداد بن خالد اسدى بريشان تاختن آورد ، و قومى را بكشت ، و تنى چند را برده كرد ، اما معاويه عهد خود را با ايشان مرعى داشت ، و بردگان را رها نمود ، و نخستين برده كه بخراسان بازدادند آن بود . « 2 »
با در گذشت غفارى تشكيلات سابق باقى نماند ، زياد سياست اسكان عرب را در خراسان پيش گرفت ، و براى اينكه از طغيانهاى آيندهء اين مردم جلوگيرى كرده باشد ، ربيع بن زياد حارثى را در سنه 51 ه - 671 م بر خراسان والى گردانيد و پنجاه هزار عرب را با خانوادههاى ايشان بولايات مادون نهر ( جنوب آمو ) ساكن ساخت ، كه در آن جمله برخى از سرداران بزرگ عرب نيز بودند ، و ازين تازيان نو وارد 25 هزار كوفى در تحت اداره عبد اللّه بن ابى عقيل و 25 هزار بصرى در سردارى ربيع بودهاند كه بعد ازين ولايات شمال آمو ، بوسيلهء همين قواى نو وارد مورد تهديد قرار گرفت . و چون ربيع بن زياد حارثى در سنه 53 ه درگذشت ، و پسرش عبد اللّه بن ربيع نيز بعد از دو ماه در مرو بمرد ، درينوقت زياد بن ابو سفيان نيز از جهان رفت ( 53 ه ) پس حضرت معاويه ، عبيد اللّه بن زياد را كه جوان 25 ساله بود ، بر خراسان والى گردانيد ، و او در سنه 54 ه با 24 هزار لشكر عرب از جنوب آمو بر بخارا و ولايات شمالى آمو حمله نمود ، و با قبج خاتون بخار خداة ( ملكهء بخارا ) به يك مليون درهم صلح كرد ، و عبيد اللّه تا دو سال ديگر بر خراسان حكمران ماند « 3 » و بعد از عبيد اللّه در سنه 56 ه سعيد بن عثمان ( رض ) خليفهء سوم ، از طرف معاويه به واليئى خراسان
هامش
( 1 ) - الكامل 3 / 230 و 237 زين الاخبار ورق 60 ب خطى .
( 2 ) - زين الاخبار ورق 60 ب خطى .
( 3 ) - فتوح 506 ببعد و طبرى 4 / 216 ببعد و الكامل 3 / 246 و زين الاخبار ورق 61 الف