3 - دورهء امويان ( 40 - 132 ه )
در سال 40 ه حضرت معاويه بن ابو سفيان از بنى اميه حجاز بعد از ختم دورهء خلفاى راشدين بر مملكت وسيع اسلامى تسلط يافت ، وى مرد مدبر و هوشيارى بود و در ادارهء كشور دستى قوى و هوشى سرشار داشت ، و صفات زمامدارى در وى جمع بود .
در عصر امارت او پيكارهاى داخلى و تشويشهاى مراكز اداره اسلامى ختم شد ، و رجال و لشكريان اسلامى توانستند ، به فتوح خويش در جبهات مختلف ادامه و پيشرفت دهند . در خراسان نيز سپه سالاران اسلامى به دو جبههء شمالى و جنوبى نفوذ كردند .
در شمال : در زمانيكه فتنهاى داخلى و خانه جنگى امراى عرب در كوفه و بصره و دمشق ادامه داشت ، و بالاخر حضرت على خليفهء چهارم شهيد و فرزند او امام حسن ( رض ) امر خلافت را به حضرت معاويه بازگذاشت ، مردم بادغيس و هرات و پوشنگ و بلخ يعنى خراسان شرقى فرصت را غنيمت شمرده و ربقهء اطاعت عرب را گسيخته بودند ، اما حضرت معاويه خراسان را با امارت بصره به عبد اللّه بن عامر گذاشت ، و عبد اللّه از طرف خود قيس بن هيثم سلمى را بر خراسان والى گردانيد ( سال 41 ه )
قيس صفحات هرات و خراسان شمالى را مطيع گردانيده ، و تا بلخ پيش رفت ، و نوبهار بلخ را كه معبدى مشهور و قديم بود ويران نمود ، و مردى را كه