سيستان كه مرزبان اخير آن پرويز يا ايران نامداشت بدست فاتحان عرب منقرض و منقاد شدند ، و يك سال بعد باز همان مرد مجرب و مدبر عرب عبد الرحمن ابن سمره كه در امور سيستان سابقهء معرفت و تجربتى داشت ، از طرف حضرت معاويه بن ابو سفيان ( هنگام جريان جنگ صفين ) به حيث والى سيستان مقرر و در سنه 36 ه فرستاده شد .
ابن سمره با جمعى از سرداران نامدار عرب ، كه عباد بن حسين ياور او بود ، و عدهيى از دانشمندان اسلامى مانند حسن بصرى هم با او بودند ، به سيستان آمد ، و درينجا مسجد آدينه و مركز تبليغ اسلامى را قايم كرد ، كه حسن بصرى در ان احكام اسلامى را درس ميگفت . ابن سمره بعد از اندك اقامتى در سيستان از راه خواش و بست به رخج ( قندهار كنونى ) و زابلستان آمد ، و مردم اينجاها را كه ارتداد كرده بودند گاهى باستعمال نيرو و هنگامى به صلح مطيع نمود ، و بكابل شد ، و مردم را در ان دژ حصارى كرد ، و بوسيلهء منجنيق رخنهيى را در حصار وارد آورد ، و ابن خازم دلاور عرب فيلى را از قواى كابل از پا افگند تا به زور شهر كابل را گرفتند و بردگان بسيار از آنجا بردند . « 1 »
يكى از مشاهير و فضلاى صحابه بصره ، كه درين جنگها اشتراك داشته و در سنه 44 ه در كابل كشته شده ، ابو رفاعه عبد اللّه بن حارث عدوى است كه به صحبت حضرت پيامبر صلى اللّه عليه و إله رسيده و ازو احاديثى را روايت كرده است ، وى در جنگهاى سيستان با عبد الرحمن ابن سمره همراهى داشته ، و در كابل قتل شده است . نام او را ابو رفاعه تميم بن اسيد هم آوردهاند ، كه كنيت وى ابو قتاده عدوى نيز ضبط گرديده است « 2 » و اين همان شخصى است كه مزار او در كابل تاكنون شهرت دارد ، و آن را شهداى صالحين گويند ، و بقول اغلب مولفان كتب
هامش
( 1 ) - تاريخ سيستان 85 و فتوح 488
( 2 ) - الاصابه 7 / 67