« پس چون بحرب كابلشاه عظمى رفتند ، او پيش آمد با لشكر ساخته و هفت زنده پيل ، با هر زنده پيلى چهار هزار سوار ، و حربى سخت همىكردند ، و سپاه اسلام از پيلان فرار هميكردند ، و كسى پيش دستى همىنكرد .
چون مهلب چنان ديد ، پيش دستى كرد و پيش زنده پيل اندر شد ، و پيلبان پيل بر وى افگند ، مهلب زنده پيل را ببر اندر يكى نيزه بزد . . . پيلان ديگر و سپاه بهزيمت بازگشتند ، و سپاه اسلام دست بكشتن بردند ، تا بسيار ازيشان بكشتند ، و بيشتر اسير كردند و فتحى چنين بزرگ بر دست مهلب ببود . . . » « 1 »
ابن سمره بعد از فتح كابل ، مهلب را سپهسالارى داد و او در سال 44 ه از كابل ؛ به فتح ولايات شرقى روى آورد ، و بنه و الاهور « 2 » را بين ملتان و كابل
هامش
( 1 ) - همين كتاب 88
( 2 ) - در تعيين بنه و الاهور كه باملاى الاهور هم آمده مورخان را اختلافست ، و برخى بنه را با بنون كنونى و الاهوار را لاهور كنار درياى سند در جوار هند علاقهء سمه يوسفزئى شرقى پشاور شمردهاند ، كه اكنون لاهور روستاى كوچكى است و در اطراف آن تپههاى خاكى از بقاياى ابنيهء قديم به نظر مىآيد ، و آنچه فرشته لاهور را پايتخت جيپال گفته ، همين لاهور كنار راست درياى سند خواهد بود نه لاهور پنجاب ( بتانان سراولف كيرو 98 ) ميجرراورتى در كتاب ياد - داشتها بر افغانستان ( ص 319 ) در تطبيق الاهور با لاهور بدين سبب مشوش است كه از وجود يك لاهور بر كنار درياى سند مطلع نبوده ، و رسيدن مهلب به لاهور پنجاب نيز از روى متون تاريخى ثابت نيست .
بلاذرى بنه و الاهور را بين كابل و ملتان قرار داده ، در حالى كه لاهور پنجاب ازين راه بسيار دور در شرق افتاده است ، و بنابرين در تعيين بنه و الاهور راى ديگرى نيز موجود است كه اقرب به حقيقت به نظر مىآيد : چون در سلسلهء بيان بلاذرى بنه و الاهور بر جادهء بين كابل و ملتان ذكر شدهاند پس بنه همين بنون بين دامنهءهاى كوه سليمان و مجراى سند نخواهد بود ، زيرا اين بنون همانست كه فخر مدبر مباركشاه در آداب الحرب و الشجاعه ( ص 12 ) و با بر ( ص 118 با برنامه ) آن را باملاى ( بنو ) آورده و منهاج سراج جوزجانى در طبقات ناصرى آن را بين غزنه و ملتان باملاى ( بنيان ) ذكر كرده است و از سلطان التتمش مسكوكاتى در دست است كه در بنيان ضرب شده و در ظفرنامهء شرف الدين يزدى ( بانو ) است . *