رجال ، مدفن اين صحابى بزرگوار در كابل است . « 1 »
ابن سمره يكى از دلاوران بخرد و قوماندان بيست ساله خود مهلب بن ابى صفره ملقب به فارس الفرسان ( سوار سواران ) را بحرب گماشته بود ، و كابلشاه كه مرد جنگى آزموده كارى بود ، درين پيكارها شخصا مانند پهلوان دليرى شركت ميكرد كه داستان لطيف او را نويسندهء نامعلوم تاريخ سيستان چنين نگاشته است :
« شاه كابل حرب بنفس خويش هميكرد ، مردى بود كه هيچكس برو برابرى نكرد ، بسيار بكشت ، تا بيست و اند هزار مسلمان بر دست او شهيد گشت . چون مهلب آن بديد ، حمله كرد بر شاه كابل ، و شاه كابل اندر ان وقت بازگشته بود سوى سپاه خويش ، او را يكى نيزه زد بر پشت او آمد ، و نيزه بدرع اندر شد ، بكابلشاه اندر نشد بگشت و ديگر سو پيش روى او بدرع بيرون آمد ، مهلب نيرو كرد كه بازآرد ، چندان قوت كرد كه خواست كه كابلشاه را از پشت اسپ بربايد ، تا او به قوت گردن اسپ ببر اندر گرفت اسپ بر جاى ماند ، آخر نيزه بركند و كابلشاه بتاختن از پيش او بشد ، و اندر وقت كس فرستاد و صلح كرد ، و گفت : نه ! با اينچنين سپاه بحرب چيزى نتوان كرد . . . » « 2 »
چنين به نظر مىآيد كه بعد از اطاعت كابلشاه و فتح كابل ، لشكريان عرب به مقابلت كابلشاه عظمى برآمدهاند ، كه همين مهلب با عساكر وى ميجنگد ؛ و مقاومت آخرين او را مىشكند ، و اين كابلشاه بزرگ داراى 28 هزار سوار فيلدار و مجهزى بوده كه داستان اين جنگ را نيز از انشاى نويسندهء تاريخ سيستان مىشنويد :
هامش
( 1 ) - آقاى دانشمند گويا اعتمادى در شمارهء پنجم سال اول مجلهء آريانا طبع كابل اول جوزا 1322 ش مقالت مفصلى نگاشته و اقوال مورخان را از كتب معتبر درين باره نقل كردهاند ، براى تحقيق مزيد به آن مقاله رجوع شود .
( 2 ) - تاريخ سيستان 88