تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ افغانستان بعد از اسلام ( فارسى ) — صفحة 152

مساهمون:

ص١٥٢
بعد ازين معاهده صلح كه با باذان هرات امضاء شد ، ابن عامر در سنه 32 ه بحضور حضرت عثمان ( رض ) رفت و بر خراسان سه نفر را گماشت . احنف بن قيس و حاتم بن نعمان باهلى ، و قيس بن هيثم « 1 » كه موخر الذكر در تخارستان پيش رفت و بلاد آن را به صلح كشود و چون به سمنگان رسيد ، مردم آن مقاومت كردند ، و قيس ايشان را محاصره كرد ، و با زور و عنف بران چيره گشت . « 2 »

جنبش قارن خراسانى « 3 »

مردم خراسان بعد از قتل يزدگرد و عقب‌نشينى قواى فرماندهان ماوراء النهر
هامش
( 1 ) - فتوح 505 و طبرى 4 / 359 ( 2 ) - ابن اثير 3 / 62 ( 3 ) - قارن ناميست قديم و آرياى كه در داستانهاى باستانى آمده و بموجب روايات شاهنامه پسر كاوه و از مشاهير پهلوانان عهد كيانى و فريدون و ايرج و منوچهر است . فردوسى او را قارن كاوكان يعنى قارن پسر كاوك ناميده ، و اين نام اگرچه در اوستا نيامده ، ولى در عهد اشكانيان يكى از خاندانهاى بزرگ كارن ناميده مىشد كه در عصر ساسانيان هم قدرت خود را حفظ كرد ، و تا حدود قرن سوم هجرى و و عهد مامون عباسى نيز وجود داشت ( حماسه‌سرايى در ايران 574 ) بقول مينارسكى در سال 50 م فرمانرواى اشكانى بين النهرين كاوينسCARENESنامداشت كه اين نام شكلى از همين قارن است ( تعليقات مينارسكى برويس و رامين فخر گرگانى 431 ) در عهد ساسانيان هفت خاندان بزرگ بود ، كمنفوذ و نيروى ايشان از عصر هخامنشى به ارث باقى مانده بود ، و يكى ازين دودمانها ، خاندان قارن است و در سنه 50 م در جنگى كه بين گودرز و مهردات روى داد ، شخصى به همين نام شهرت داشت و خانوادهء قارن در عهد اشكانى از فروع شاهى و بلقب قارن پهلو ملقب بود ، و در شاهى فيروز ساسانى ( 459 - 484 م ) دو نفر سرداران معروف بودند كه يكى زر مهر بن سوفرا ( سوخرا ) از خاندان قارن بود ، و بر سيستان به لقب « هزارفت » حكم ميراند ( ساسانيان كريستن سين 386 ) بقول صاحب مجمل التواريخ و القصص ( ص 36 ) قارن نام برادر انوشيروان نيز بود ، كه شاهى طبرستان را داشت ، و اين نام در خانوادهء فرماندهان طبرستان تا حدود 150 ه هم باقى بود . زيرا بروايت طبرى و ابن اثير ، استاد سيس را قارن صاحب طبرستان كشت . از تمام اين اسناد تاريخى ظاهر است كه قارن نام تاريخى بوده ، ولى دليلى در دست نيست كه اين قارن خراسانى سال 32 ه از سلالهء همان دودمان قديم باشد . اما به تصور اينكه در نظام فيودالى جز كسانى كه بنيهء خاندانى نيرومندى داشته باشند ، نمىتوانند با يك جنبش چهل هزار لشكر را بدور خويش فراهم آورند ، بايد اين قارن را هم مربوط به همان قارنان تاريخى بشماريم ، ولى براى اين حدس ، دليلى از خارج ضرورت است . مخفى نماند كه در شمال هرات در دامنهء كوه مختار ، مجراى سيلابها موجود است ، كه در بهار دريايى را تشكيل ميدهد و مردم آن را ( رود قارون ) گويند ، و باغلب احتمال ، صحيح آن رود قارن خواهد بود ، كه منسوب باشد بيكى از قارنان . و اين نكته را دانشمند فكرى سلجوقى به من يادآورى نمود .
تاريخ افغانستان بعد از اسلام ( فارسى ) — صفحة 152 | عبد الحي حبيبى