تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ افغانستان بعد از اسلام ( فارسى ) — صفحة 155

مساهمون:

ص١٥٥
ميلى زالق دست به پيكار نبردند ، و اهالى هيسون نيز صلح كردند ، ولى چون از درياى هيرمند ( هندمند ) و وادى نوق گذشته و به زوشت سه ميلى زرنج رسيدند ، سپاه سيستان بيرون آمده و حربى سخت كردند و از مسلمانان بيشتر كشته شده « 1 » مردم سيستان در ناشر و دو شرواد ( روستاهاى زرنج ) نيز مقاومت و پيكارهاى سخت كردند ، و بلاذرى جنگ زوشت را حربى عظيم گويد ، اما در تمام اين جنگها پيروزى با مسلمانان بود ، بالآخر زرنج پايتخت سيستان محاصره شد ، درينوقت پادشاه سيستان از مردم بومى زردشتى بود ، كه بلاذرى نام او را پرويز مرزبان نويسد « 2 » ولى در تاريخ سيستان ايران بن رستم بن آزاد خوبن بختيار است ( ص 81 ) و ازين روشن مىآيد كه در حدود ( 30 ه ) سيستان در دست فرماندهان محلى اينجا اداره مىشد ، و سلطهء رتبيل شاهان زابل بدينجا نرسيده بود . و يا خود ايشان هم رتبيلى بودند . مرزبان پرويز ( يا ايران ؟ ) در داخل حصار زرنج از ربيع بن زياد سرلشكر عرب امان خواست ، و شرايط صلح را پيشنهاد نمود ، و خود وى از دژ زرنج برآمد ، و چون به لشكرگاه عرب رسيد ، ديد كه ربيع مرد بلند بالا با دهان كشاده و لبان ستبر و دندانهاى برآمده بر توده‌يى از كشتگان جنگ نشسته و همراهان وى نيز بر اجساد مردگان تكيه زده‌اند ، مرزبان چون اين منظر دل‌خراش را ديد ، بحيرت فرورفت ، و به دادن هزار وصيف ( بندهء نزديك به بلوغ - المنجد ) كه هر يكى جامى زرين با خود داشته باشد با ربيع صلح كرد . « 3 » نويسندهء نامعلوم تاريخ سيستان ( حدود 445 ه ) داستان پيروزى ربيع را با شرح بسيار جالبى كه حاكى از روحيه و وضع مردم سيستانست ، درين مورد مىنويسد ، و چون بسيار لطيف و سودمند است عينا درينجا آورده مىشود : « ربيع رفت و سپاه برگرفت ، هيرمند بگذاشت ، سپاه سيستان بيرون آمده پيش ، حربى سخت كردند ، و بسيار از هر دو گروه
هامش
( 1 ) - فتوح 484 و تاريخ سيستان 81 ( 2 ) - فتوح 485 ( 3 ) - فتوح 485
تاريخ افغانستان بعد از اسلام ( فارسى ) — صفحة 155 | عبد الحي حبيبى