آن نيز در كاشيكاريهاى بدنههاى ايوان آرامگاه سعدى به چشم مىخورد .
همين نكته دربارهء نقّاشيهاى خوشطرح و زيبائى كه بر سقفهاى تيروتختهء منظّم بعضى ابنيهء قديمى شيراز انجام يافته و نمونههاى آن در اطاقهاى شمالى و جنوبى عمارت معروف به اندرونى قوام الملك « 1 » موجود است نيز صدق مينمايد - بطوريكه از نقّاشيها و تصاوير بعضى كاخهاى سلطنتى طهران در دوران ناصر الدّينشاه قاجار برميآيد اين هنر ظريف و اينگونه نقشونگار سقف هم ( كه اهل فنّ آن را مرجوك - بر وزن مردمك - مينمامند ) مانند هنرهاى ظريف ديگر بوسيلهء استادان شيرازى در ابنيهء سلطنتى و ساختمانهاى مهمّ ديگر طهران متداول و مورد استفاده واقع گشته بوده است .
جا دارد براى حفظ اين هنرهاى ارزنده كه مخصوص و منحصر به خاك شيراز جنّت طراز و استادان نازك انديشه و ظرافتكار شيرازى است بهر راه و هر وسيله ميسّر باشد كوشش ثمربخش به عمل آيد و چنين رنگآميزى و لعاب و كاشىسازى و نگارگرى مخصوص شيراز و شيرازى برقرار و باقى بماند و خداى ناكرده روزگارى مجال دريغ فراموش ماندن رموز فنّى اين هنرهاى ظريف مورد نيابد .
نيمنگاهى بآينده
باتوجّه به آنچه گذشت ميتوان پنداشت كه يادگارهاى باستانى گرانمايهء سرزمين فارس در تلو كتاب حاضر - با همهء نقص و نارسائى آن - به خوانندگان ارجمند معرّفى خواهد گرديد و دربارهء هريك از اين صفحات گوياى تاريخ و گواههاى جاودانى فرهنگ و هنر گذشتهء ايرانزمين مطالبى كه فراهم آمده است معروض خواهد افتاد ولى ناگفته نتوان گذاشت كه لازمهء دارابودن چنين شاهكارى تاريخى و فرهنگى انجام وظايف و تكاليف در خور آنها است .
مردمى كه در طول هزاران سال نمودارهاى ذوق سرشار و نيروى معنوى خداداد خود را بر سفال و سنگ و استخوان و مفرغ و زر و سيم و آهن و مس و كاشى و شيشه و پارچه و كاغذ و هرچيز ديگر كه آن را براى تجلّى هنر نيكو يافتهاند پديد آورده آثارى چون پاسارگاد و تختجمشيد و نقشرستم و فيروزآباد و بيشاپور و سروستان و آتشكدههاى معظم جره و كنار سياه و بسيارى ديگر نظائر آنها و مساجد
هامش
( 1 ) مذكور در صفحهء 72 متن كتاب