جامع نيريز و جامع عتيق شيراز و جامع سلطانى وكيل و مساجد متعدّد بزرگ ديگر و زيارتگاههائى چون آستانهء شاهچراغ و سيّد مير محمّد و سيّد علاء الدّين و شاه مير حمزه و ساير اماكن متبرّك و كاخها و پلها و كاروانسراها و غيره ايجاد نمودهاند و در كوهستان و دشت و هامون سراسر اقليم پارس يادگارهاى فراموشنشدنى از فرازونشيب زندگانى و هنر و تاريخ ايشان هويدا است همراه ميراثهاى چند هزار ساله يا چند صدسالهء خويش وظيفهء مقدّس پاسدارى و نگهبانى و نيكوداشت اين مفاخر را نيز جهت فرزندان خود و آيندگان نهادهاند و هر ايرانى پاكسرشت در اجراى چنين خدمتى از جانودل كوشا بوده و خواهد بود .
نگارندهء اين سطور در مجلّد سوم گزارشهاى باستانشناسى « 1 » - فصل پانزدهم - زير عنوان تلاش در راه خدمت به آثار ملى و اميد به آينده شمّهاى از آنچه دربارهء آثار تاريخى مختلف ايران مورد آرزو و انتظار هر فرد علاقهمندى به نظر ميرسيده است مذكور داشتهام و اينك از خوانندگان ارجمند اجازه مىخواهم برخى از نظريّات مربوط به يادگارها و مفاخر باستانى سرزمين عزيز پارس را كه طىّ فصل مزبور نوشته شده است در اينمورد نقل نمايد :
« اميد و آرزوى كاركنان باستانشناسى اينست كه در تكميل خدمات فراوانى كه در راه حفظ آثار تختجمشيد و پازارگاد « 2 » به عمل آمده است . . . روزى فرا رسد كه تمام آثار پازارگاد و تختجمشيد از آسيب آفتاب و باران و باد و بوتههاى خودرو و جنگلى شكاف سنگها و عوامل ديگر محفوظ بماند و سايبانهاى كنونى كه با وسائل
هامش
( 1 ) نشريهء ادارهء كل باستانشناسى چاپ طهران 1334 ش .
( 2 ) جناب آقاى دكتر رضازاده شفق دربارهء نام پازارگاد نظرى اظهار و آن را بدرخواست نگارندهء كتاب مرقوم فرمودهاند كه با تقديم سپاسگزارى عينا در اينجا نقل ميگردد : « سالهاى پيش به نظر من رسيد كه دور نيست كلمهء « پازارگادا » در اصل « پارسه گده » بوده باشد كه مشعر سرزمين و نژاد پارس است اين نظر را بمورخ امريكائى المستد( Olmstead )كه بايران آمده بود اظهار نمودم او يادداشت كرد و بعد در مطالعاتى كه در امريكا بجا آورد متوجه شد كه مورخ يونانى قرن اول ميلادى كورتيوس روفوس( Curtius Rufus )هم بر خلاف ديگران « پارسه گده » ضبط كرده ( تاريخ شاهنشاهى ايران - چاپ شيكاگو 1948 ص 60 ) »
ذكر اين مطلب نيز مناسبت دارد كه پيدايش لوح نبشتهء سنگى بنام خشايارشا و گنجينهء نفائس زر دوران هخامنشى ضمن كاوشهاى پائيز سال 1342 هيئت علمى انگليسى ( مذكور در صفحهء 407 ) در پاسارگاد مىرساند كه محل مزبور بر خلاف نظر بعضى دانشمندان پس از كورش كبير هم از مراكز مهم شاهنشاهى هخامنشى بوده است .