چنان كه در سالهاى اخير بر اثر همينگونه اقدامات دوبار كارشناسان يونسكو به ايران اعزام شدند و آثار تختجمشيد و نقشرستم و بيستونرا بازديد و گزارشهائى تهيّه و تسليم مقامات مربوط كردهاند و ادارهء محافظت و آزمايشگاه موزهء ايران باستان نيز گزارشهاى جامع كه حاكى از بررسيهاى چندين ساله است تنظيم و به مقامات ذيصلاحيّت تسليم داشتهاند كه اميدوار است همهء اين كوششها نتيجهء رضايتبخش ببار آورد . ضمنا نگارندهء كتاب هم در مسافرت كوتاه و توقّف چند روزهء خود در ايتاليا ( 15 تا 19 مهرماه 1342 ) به مؤسسهء مركزى تعميرات آثار تاريخى ايتاليا در رم
[ Instituto Centrale del Restauro ]
مراجعه و چگونگى اقدامات مربوط به حفظ نقوش برجستهء باستانى كشور ايتاليا را استفسار نمودم و معلوم شد مقامات ايتاليائى نيز كه در راه حفظ آثار سنگى باستانى فراوان كشور خود طىّ ساليان دراز كوشش بسيار نموده و مىنمايند هنوز در اينباره به نتيجهء قطعى نرسيدهاند و در حال حاضر بهترين تركيب از ميان موادّ مختلف و آزمايشهاى گوناگون براى آغشتن بر روى سنگهاى مزبور مادّهء تركيبى بنام
( Vernice Consolidante 17 , 43 , Relativo Diluente )
شناخته شده است كه بفراخور سختى و سستى نوع سنگ مقدار مادّهء مايع آن را زيادتر يا كمتر كرده مادّهء تركيبى را بدرجات مختلف رقيقتر يا خفيفتر آماده مينمايند و بازاء رّقت بيشتر آن بر تعداد دفعاتى كه روى سنگ ميزنند ميافزايند و اين عمل بىشباهت به آنچه در سالهاى گذشته كه موم و ترباتيتن بر روى نقوش برجستهء هخامنشى در تختجمشيد و موزهء ايران باستان ميزدند نيست و اكنون مادّهء تركيبى سابق الذّكر نتيجهء بهتر بخشيده است و طبعا بايد انتظار نتايج بهتر و كاملتر را از آزمايشهاى آينده داشت .
طىّ همان فصل به خاكبردارى و كاوشهاى اساسى و صحيح در نقشرستم اشاره و اظهار اميدوارى شده است كه « وضع محوّطه و ابنيهء مدفون اين عبادتگاه معظم در زمان قديم روشن گردد و بتوان حقّ علمى و تاريخى آن را ادا نمود » و در دنبالهء آن نسبت به محل تاريخى بسيار مهم فيروزآباد چنين مرقوم رفته است :
« آثار تاريخى فيروزآباد را ميتوان بجرئت همرديف آثار تختجمشيد دانست