تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اقليم پارس ( فارسى ) — صفحة ديباچه 16

مساهمون:

صديباچه ١٦
سبك معمارى مشترك ايران و هند به خوبى در آن پديدار است « 1 » و با ملاحظه و امعان نظر دربارهء اين بناى قابل‌توجّه به خوبى ميتوان يكى از آثار ارتباط بسيار نزديك مادّى و معنوى ايران و هند را در روزگار پيشين دريافت و چنين ارتباطى منحصر به زمان ساختمان مسجد جامع داراب يعنى قرن يازدهم هجرى نبود بلكه از هزاران سال پيش بين مردم مرزوبوم ايران و شبه‌قارّهء هند و پاكستان وجود داشته طىّ قرون اخير نيز ادامه يافته است و عوامل پايندگى اين گونه ارتباطهاى ثمربخش همواره باقى و جاودانى است . در عهد زنديّه يكبارديگر پايتخت كشور كهنسال ايران در استان تاريخى فارس استقرار مييابد و شهريار عادل كريمخان زند ( 1163 تا 1193 هجرى ) شهر شيراز را براى مقرّ پادشاهى خويش برمىگزيند و بناهاى متعدّدى از خود در آنجا باقى ميگذارد كه باوجود انهدام بى مورد و تأسّف‌آور تعدادى از آنها هنوز هم شهر زيبا و روح‌افزاى شيراز كانون اصلى و مهمّ هنر و معمارى شيواى عهد زنديّه بشمار ميرود . بمورد ميداند اشارهء اجمالى به اين نكته هم بنمايد كه معمارى عهد زنديّه در حقيقت همان معمارى عهد صفويّه به صورتى ساده و بىپيرايه و مختصرتر است و به شرحى كه در تلو صفحات كتاب ضمن توضيح ابنيهء كريمخانى شيراز مذكور مىافتد مسجد و بازار و حمّام وكيل دنبالهء سبك ساختمان همين‌گونه ابنيه از عهد صفوى بشمار ميرود عامل مشخّصى كه در معمارى عهد زنديّه در ابنيهء سلطنتى به چشم مىخورد ايوان دو ستونى بسيار زيبا و متناسب است كه نمونه‌اى از آن در بناى قديمى پستخانهء شيراز از آثار باقىماندهء دوران كريمخان پديدار مانده است و براى نوع كامل و عالى آن ميتوان بناى تخت مرمر طهرانرا ذكر نمود كه اساس آن بفرمان كريمخان زند ريخته شد و آنچه از مصالح قابل‌توجّه كه حمل آن از شيراز بتهران ميسّر بود بفرمان
هامش
( 1 ) بقسمت ضميمهء كتاب صفحات 493 تا 496 و تصاوير مربوط به همان صفحات مراجعه شود .