به سبك و روش معمارى ايران يا معمارى مشترك ايران و هند در شبهقارّهء اخير احداث گشت ، از طرفى اين ارتباط وسيله شد تا بناهائى هم در ايران بوجود آيد كه حاصل مسافرت شخصيّتهاى ايرانى بهندوستان و برگردان چنين ارتباطى بشمار ميرفت و تا حدّى كه نگارنده اطّلاع دارم دو بناى مشخّص متعلّق باواخر عهد صفويّه در ايران را ميتوان در زمرهء اين گونه ابنيه دانست يكى مسجد حكيم در اصفهان و ديگرى مسجد جامع داراب ، مسجد حكيم اصفهان از طرف حكيم داود پزشگ مخصوص شاه صفى و شاه عبّاس دوم ساخته شد ، توضيح آنكه پزشگ مزبور مورد بيمهرى دربار صفوى واقع گرديد و از بيم جان خود به هندوستان رفت و در آنجا مانند بسيارى ايرانيان ديگرى كه در آنزمان جهت زندگانى بهتر و فعّاليّتهاى مثبت بيشتر رو بهند ميآوردند « 1 » از مال و منصب بهرهء وافى يافت و ملقّب به تقرّب خان گرديد و بدفعات سهمى از دارائى خويشرا نزد كسانش باصفهان فرستاد و مسجد حكيم بنام وى در محلّ مسجد قديمتر عهد ديلميان كه ويران شده محوطّهء آن به صورت گورستان درآمده بود ساخته و پرداخته شد و تاريخ مسجد مزبور در كتيبههاى متعدّد آن بخطّ محمّد رضاى امامى سالهاى 1067 تا 1073 ه . ق ذكر گرديده است « 2 » .
سبك ساختمان مسجد حكيم مانند مساجد عهد صفويّه بوده اثرى از كارهاى اختصاصى معمارى ايرانيان در هند در آن ديده نميشود چه مباشرين و استادان كار همگى در اصفهان بودند و فقط هزينهء بناى مسجد از طرف حكيم داود باصفهان فرستاده ميشده است .
در مسجد جامع داراب برعكس اين ترتيب مشاهده ميگردد بدينمعنى كه
هامش
( 1 ) دربارهء رفتن ايرانيان به هندوستان در عهد صفويه و هدفهاى ايشان از جهت فعاليتهاى بازرگانى و غيره طبعا نميتوان در اين مورد به توضيح و تفصيل پرداخت خوانندگان ارجمندى كه علاقهمند به اطلاعات بيشتر در اين زمينه باشند ممكن است به مقالهء ممتع آقاى محمد اسمعيل رضوانى تحت عنوان قديمترين ذكر دموكراسى در نوشتههاى فارسى در مجلهء راهنماى كتاب شمارهء خرداد 1341 مراجعه فرمايند .
( 2 ) براى اطلاع بيشتر دربارهء مسجد حكيم اصفهان ممكن است بكتاب آثار ايران - نشريهء ادارهء كل باستانشاسى - جزء اول از جلد دوم چاپ تهران 1318 شمسى ( متن فارسى ) و چاپ هارلم 1937 ميلادى ( متن فرانسه ) مراجعه نمود .