دريا بدست آوردهاند اطراف شهر باغستان و درخت وجود ندارد و ميوجات و بهترين آب شهر از كوهى است مشرف بر آن موسوم به كوه جم و در آن كوه قلعهاى عظيم است موسوم به سميران ، مقدسى در خصوص سيراف گويد تجارت آن از بصره بيشتر است و خانههاى آنجا بهترين خانههائى است كه من ديدهام و در سال 366 يا 368 زمينلرزهاى در آنجا وقوع يافت و هفت روز زمين را تكان مىداد چنان كه اهل شهر بسوى دريا گريختند و اكثر خانهها ويران و با خاك يكسان گرديد « 1 » .
پرفسّور بازيلگرى
( Basil Gray )
دانشمند باستانشناس انگليسى در سخنرانى مورّخ يكشنبه 9 / 2 / 41 كه در مؤسّسهء باستانشناسى انگليسى در طهران تحت عنوان تأثير تمدن ايران در چين ايراد نمودند به اين مطلب اشاره كردند كه سيراف و هرمز و كيش سه مركز صدور و بندر ارتباط بين ايران و چين بوده است و به همين مناسبت احتمال كشف نمونههاى اشياء صادره از ايران بچين در نقاط مزبور ميرود و اين موضوع نيز خود از جمله كارهائى است كه شايد زمينهء تحقيقات كاوشهاى آينده قرار گيرد بخصوص كه علاوه بر اهميّت سيراف و هرمز و كيش از لحاظ مركزيّت تجارت ايران با چين و بالعكس از آنجا بطورى كه مىدانيم بازرگانى ايران با هندوستان و عربستان و سواحل بحر احمر و كشورهاى آفريقاى شرقى نيز از طريق همين نقاط صورت مىگرفته است و احتمال پيدايش آثار مختلف هنرى قديمى كشورها و نواحى مزبور هم ضمن تجسّساتى ميرود .
« با زوال دولت آلبويه سيراف رو بويرانى نهاد و فارسنامهء ابن بلخى چنين گويد « مالى بسيار از آنجا برخاستى تا آخر عهد ديلم هم برين جملت بود بعد از آن پدران امير كيش مستولى شدند و جزيرهء قيس و ديگر جزاير بدست گرفتند و آن دخل كه سيراف را ميبود بريده گشت و بدست ايشان افتاد و ركن الدّوله خمارتكين قوّت رأى و تدبير آن نداشت كه تلافى اين حال كند و با اين همه يكدوبار بسيراف
هامش
( 1 ) نقل از كتاب سرزمينهاى خلافت شرقى ص 9 / 278 .